67

عشق قبل از ازدواج

بدون ترديد نبايد بلوغ عاطفی رو با عشق‌های دروغين اشتباه گرفت. در مراحل اوليه انتخاب همسر، بايد احساسات رو کنارگذاشت. عشق و علاقه، نميتونه تنها دليل برای ازدواج باشه و چنين انتخاب کردنی، بی شک نادرسته. به زبان ساده‌ تر وقتی شما کسی را اول دوست داشته باشيد، بعد بخواهيد تازه اونو انتخاب کنيد، چون دوستش داريد، خوبی هاش رو بيش از آنچه داره میبينيد؛ و باز چون دوستش داريد، بدی هاش رو ميبينيد، ولی ناديده گرفته، و توجيه می کنيد چون نمی خواهيد اونو از دست بديد؛ و باز هم چون دوستش داريد، به خودتون اجازه نميدید درباره او و نقص‌هاش به طور کامل فکر کنيد. اصلاً چيزی به عنوان فکر کردن جز در مورد دوست‌ داشتن‌هايتان براي شما باقی نميمونه.

نکته مهم: 

قبل از ازدواج چشم‌هايت را خوب باز کن و بعد از ازدواج آنها را ببند! يعنی زمان بررسی ضعف‌ها، پيش از ازدواج است.

قبل از ازدواج، همه عيب‌های فرد رو ببينيد، و اگر می خواهيد اونو قبول کنيد، حداقل بدونيد او چگونه است! چون آدم‌ها رو آنگونه که هستند بايد پذيرفت، نه آنگونه که در رؤيای ما زندگی میکنند؛ و نه آنگونه که به ما قول داده‌اند.

شما بايد شخص را با شرايط فعلی اش قبول يا رد کنيد. پس بايد با تمام وجود به شخصيت او آگاهی يابيد؛ و بدانيد روابط عاطفی قبل از ازدواج، باعث شناخت بيشتر فرد مقابل نميشه، بلکه اگر اين رابطه عاطفی باشه، حتی به شناخت واقعی شما آسيب جدی میرسونه.

به طور مثال، ديدار دو جوانی که يکديگر رو دوست دارند در پارک، برای گفتگو درباره ازدواج، ديداري غيررسمی و به هر حال، عاطفی يا نيمه عاطفيه.

در اين نوع ديدارها، نگاه‌های عاشقانه، جملات محبت‌ آميز و… باعث تشديد احساسات در شخص شده و مانع از ديدن تفاوت‌های روحی و رفتاری يکديگر ميشه. و بر عکس، با وجودی که جلسه خواستگاری، اطلاعات کاملی به طرفين نميده، اما ديدار دو جوان در محيط خانواده، مانع از برخورد احساسي با مسئله ازدواج میشه. چون در يک ديدار رسمی، نگاه عقلانی، بيشتر ميشه، و فرد تفاوت‌ها رو منطقی تر بررسی ميکنه.

گاه در جلسات مشاوره، افرادی مشاهده میشوند که چندين سال ارتباط عاطفی نزديک با هم داشته‌اند و با هم ازدواج کرده‌اند، اما زندگی شان دوامی نداشته. زيرا احساسات مانع از شناخت درست شده بود و پس از رفتن زير يک سقف تفاوت‌ها سر برآورده و خواستار جدايی ميشن.

باور کنيد عشق حادثه نيست که با ديدن او به يکباره ديوانه و شيدا شويد. عشق مثل يک بذر است، اگر هم اکنون آن را کاشتيم:

1.مدتی طول میکشه که جوانه بزنه؛ اين مدت را شناخت عقلی مي‌نامند.

2.مدتی طول میکشه تا با مراقبت‌های شما تبديل به درختچه بشه؛ و اين مدت روزها وسال‌های اول زندگی و عقد است.

3.مدتی طول میکشد که درختچه زندگیتان، با مراقبت‌های بيشتر به درخت تنومندی بدل گردد که هيچ باد و طوفانی آن را از بين نبرد.

 بی احساس بودن قبل از ازدواج

گاهی با اشخاصی رو به رو ميشيم که به جنبه احساس و عاطفه توجهی نمیکنند. اصلا سيستم عصبی روح و روان آنان محبت رو درک نمیکنه. اين گونه افراد به طور قطع در ازدواج، هم به خود و هم به همسر آسيب روحی و روانی ميرسونن.

در روابط زناشويی بلوغ عاطفی و درک زيبايی، به هم وابسته‌اند. موضوع زيبايی، در ميان پسران اهميت بيشتری داره. زيبايی در ميان ايشان، دو مشخصه داره:

1.زيبايی عمومی، يعنی شخص بهنجار و متناسب باشد.

2.زيبايی وجودی، از اين زيبايی به دلنشينی نيز تعبير میشود.

به بيان ساده‌تر، هر فردی به يک تيپ خاصی علاقه دارد. يکی لاغر اندام و ديگری چاق را مي‌پسندد. يکی پوست سبزه و ديگری سفيد را دوست میدارد. درک زيبايی، منوط به بلوغ عاطفيه.

دربحث سن ازدواج  تعدادی از بلوغ های لازم برای ازدواج مطرح شد که بلوغ های جسمی وعقلی وعاطفی بودن حال به ادامه ی بلوغ ها میپردازیم:

4.‌ بلوغ اجتماعی

رشد اجتماعی، به رشد عقلی و عاطفی مرتبطه. انسان دارای چهار دنيای اجتماعيه: خانواده، مدرسه، شغل و دوستان

که فرد رو بايد از نظر اجتماعی در اين اجتماعات مورد ارزيابی قرار داد. شخص دارای رشد اجتماعی، روابط اجتماعی رو بهتر درک میکنه، به ديگران احترام ميذاره، حقوق ديگران رو محترم ميشماره؛ و نقش، وظايف و مسئوليت‌های مربوط به خودش رو به نحو احسن، انجام ميده. چنين فردی محيط زندگی و اجتماع خودش رو خوب میشناسه، به ارزش‌ها و فرهنگ جامعه احترام ميذاره؛ و رفتار خويش را با ارزش‌ها و رفتار مطلوب در خانواده، مدرسه و جامعه، تطابق ميده؛ ضمن آن که در فعاليت‌های اجتماعی نيز مشارکت داره و مسئوليت‌پذيره.

 

5. بلوغ اخلاقی

از شرايط لازم برای ازدواج، رشد اخلاقی است.

اخلاق، مجموعه‌ای از آداب و رسوم، عادات و الگوهای رفتاريه که با معيارهای مطلوب گروهی که انسان با آن زندگی ميکنه، تطابق داره؛ و البته الگوهای اخلاقی در هر جامعه‌ای متفاوته. رعايت اخلاقيات در زندگی زناشويی منجربه سعادت و معنويت ميشه. علمای اخلاق و انبياي الهی، جامعه رو از آنچه که هست به سوی آنچه که بايد باشه، سوق ميده.

بسياری از امور و مسائل زندگی زناشويی، در چهارچوب اخلاق و فضايل اخلاقی قابل حله و هر اندازه زن و شوهر دارای اخلاق و رفتارهای پسنديده‌ای مانند: صداقت، گذشت، درستی و فداکاری و… باشند، زندگیشان از سلامت و آرامش بيشتری برخوردار خواهد بود.

اخلاق آموختنی است؛ و يادگيری ارزش‌های اخلاقی، از سه طريق اتفاق می افتد:

  1. پاداش و تنبيه.
  2. تقليد ناخودآگاه از افرادی که فرد با آنها زندگی کرده و ايده آل‌ های او را تشکيل میدهند.
  3. از طريق تفکر، انديشه و تعمق درباره پيامدهای رفتار و نتايج رعايت اصول اخلاقی در موقعيت‌ های مختلف.

پس ترديدی نيست که اخلاق را بايد يکی از مهم‌ترين معيارها و شرايط ازدواج به حساب آورد

Insta

سن ازدواج

راستی سن ازدواج، تا چند سالگيه و از چه سنی بايد به فکر ازدواج بود؟

هر چند اين سن در فرهنگ‌های کوچک و بزرگ به خاطر تفاوت، نيازهای خانواده‌ها متفاوته ولی در جواب بايد گفت: از سنی که بلوغ حاصل بشه. حال بلوغ انواع و اقسامی داره از جمله:

1.‌ بلوغ جسمانی

در شناخت ميزان رشد جسمانی دختر وپسر، بايد ارتباط و همبستگی ابعاد گوناگون رشد و همچنين رابطه رشد جسمانی با عوامل روان‌ شناختی رو در نظر گرفت. به بيان ديگه، بين رشد جسمانی و سازگاری های روانی اجتماعی فرد، ارتباط نزدیکی وجود داره. یعنی کسی که از نظر جسمی به رشد کافی نرسیده ، يا ضعف‌هايی داشته باشه، بدون ترديد ضعف و عدم تناسب رشد او درتقابل با شخص مقابلش به عنوان همسر، بحران‌های روانی بسيار زيادی رو ايجاد میکنه.

رابطه زناشويی براي اين شخص و همسرش همراه با اضطراب از آسيب جسمی است؛ و اين اضطراب‌ها در نطفه و روح و روان فرزند به طور چشم‌گيری مؤثر خواهد بود. گاهی نيز مشکل عدم بلوغ جسمی نيست، بلکه عدم تناسب جسميه؛ مرد، بلند قد و تنومنده و همسرش کوتاه قد و ظريف و از اين قبيل ناهماهنگی ها که به طور قطع، آسيب‌هاي روانی و جسمی در روابط زناشويی خواهد داشت.

بلوغ جسمی را میتوان از دو جنبه مورد نظر قرار داد:

الف) به صورت فردی: خودتان و او را بررسی کنيد که آيا از نظر جسمی به رشد معمول و طبيعی رسيده‌ايد؟

ب) به صورت مقايسه با يکديگر: بررسي کنيد که آيا تناسب بين وضعيت جسمی شما و ايشان وجود دارد؟

2. بلوغ عقلی

رشد عقلی، مجموعه فعاليت‌ های فرد که به ادراک، فهم، تشکيل مفاهيم، بررسي معانی، تفکر و تعقل، پيش‌بينی و استنتاج، برنامه‌ريزی، تعيين هدف و انتخاب راهبردهای مناسب را شامل ميشه

انديشه، ديدگاه و نگرش فرد نسبت به زندگی، جنبه عقلانی شخصيت فرده. رشد فکری، پس از بلوغ جسمانی رو به تکامل ميره. پس از بحران‌های بلوغ، فرد، استعدادها، توانايی ها و امکانات محيطی خودش رو بهتر ميشناسه؛ و نسبت به شخصيت خود، آگاهی بيشتری میيابد. در نتيجه، تصميماتی که اتخاذ میکنه، از عقل نشأت میگيرد و نه از احساسات.

عقل آن چيزيه که راه ضلالت رو از خوشبختي تميز ميده؛ و عاقل کسيه که هر کاری رو در جای خود انجام بده.

در ادامه اين موضوع بايد گفت: کسي عقل ازدواج داره که:

  •   از مسائل درک و فهم بهتری داره، پس ميدونه که چرا ازدواج ميکنه.
  • در زندگي داراي هدفه، پس بيراهه نميره.
  • براي رسيدن به هدف خود در زندگی برنامه‌ريزی میکنه، پس دچار روزمرگی نميشه و خود برای زندگی اش، تصميم میگيره.
  • در تصميم‌گيري‌های خود بيشتر تابع عقله نه احساسات، پس قبل از انتخاب، عاقلانه فکر میکنه و احساس رو برای بعد از آن ميذاره.
  • انتظاراتش از خود و ديگران واقع‌بينانه است، پس دنبال آرزوهای دور و دراز نمیرود و در رؤيا زندگي نمیکند.
  • توانايی حل مسائل رو داره، يعني درباره هر مسئله می انديشه و راه‌های حل آن را مورد ارزيابی قرار ميده، پس هيچ‌گاه نااميد نميشه.
  • از خود و محيطش شناخت داره، پس هميشه سعی میکنه زود قضاوت نکنه؛ و با شناخت بيشتر تصميم بگيره.
  • در مواجهه با مشکلات، موضع‌گيري‌های صحيح و اصولی داره. پس به جای فرار از مشکلات و يا ناديده گرفتن آنها، سعی میکنه تا با آنها برخورد اصولی کنه.
  • فردی که مسئوليت‌پذيره، مسئوليت تصميمات، اعمال و رفتارش رو بر عهده میگیره، حتی اگر اشتباه کرده باشه.
  • بر رفتار کودکانه خويش غلبه میکنه، مطابق سن و رشد خود عمل میکنه و بلوغ عقلی داره. پس در مقابل اشتباه‌های ديگران برخورد منطقی میکنه.

 

 

  1. 3. بلوغ عاطفی

انسان موجودی چند بعدی و در عين حال بسيار پيچيده است. با تمامی ارزش‌هايی که برای عقل وجود داره، اما تمام سعادت بشر درگرو تکامل عقل نيست، بلکه سرمايه مهم ديگری به نام عواطف و احساسات، در انسان وجود داره که به اندازه عقل مهمه. انسان به همراهی عقل و عاطفه، راه تعالی وتکامل رو طی میکنه.

رشد عاطفی و احساسی از شرايط لازم برای ازدواجه؛ و داراي محاسن و مزايای بسياری هست:

1.‌ عواطف و احساسات، قدرت محرکه انسانه.

  1. عواطف و احساسات، عامل اتصال و پيوستگی و تلطيف انسان‌ها و جوامعه.
  2. محبت و عواطف از مهم‌ترين عوامل موفقيت در زندگی زناشوييه.
  3. انسان همواره نياز به همراز و همدل را در خود احساس مي‌کنه.
  4. هر کسي بايد شميمی از دوست داشتن و عشق رو درک کنه.

فرد برخوردار از رشد عاطفی، مهار احساسات منفی و مثبت خود رو در دست داره. او در ابراز خشم و ترس، گريه و شادی،‌ محبت و غيره، منطقی عمل میکنه.

رشد عاطفی نيز مانند رشد عقلی، ربطی به سن تقويمی نداره، بلکه به ميزان يادگيری، تجارب فرد و از همه مهم‌تر، به تعامل عاطفی کودک با والدين و ديگر بزرگسالان وابسته است. رشد عاطفی مانند رشد جسمانی از لحظه تولد آغاز میشه و بر اثر تعامل با خانوداه و ديگر افراد جامعه، رشد میکنه؛ پس اکتسابيه.

نکته مهم دررشد و بلوغ عاطفی، اينه که رشد عاطفی به معنای احساساتی بودن نيست، بلکه به معناي کنترل احساساته.ن

آنچه مورد تأييد در اين حوزه است، نه افراط و نه تفريط در موضوع رشد عاطفيه. بلوغ عاطفی از مهم‌ترين مباحثيه که عدم توجه به آن، باعث از هم پاشيده شدن زندگی ميشه.

 

.

 

 

contract_2x

مشاوره ازدواج…چرا من…چرا تو…

چرا مشاوره قبل از ازدواج داشته باشيم؟

حتما زنان و مردانی را می شناسيد که پس از ازدواج با مشکلات زيادی مواجه شده‌اند. گاه زندگی مشترک به اندازه‌ای ناراحت‌کننده و متشنج میشه که تنها راه رهايی از آن، جداييه.

در امر ازدواج به اين نکته بايد توجه کافی داشت که زن و مردی که از نظر اعتقادی ، و ایمانی  فاصله دارند؛ زن و مردی که از نظرکفویت باهم تناسب ندارن به هيچ وجه نميتونن با يکديگر هماهنگ بشن، در نتيجه از زندگی شيرين خانوادگی بهره  اي نمی برن. ازدواج موفق برای طرفين، سعادتی ابدی در پی داره و در صورت عدم موفقيت، ناراحتی و مشکلات زيادی به وجود مياد؛ و اين نکته، اهميت مشاوره قبل از ازدواج رو دو چندان میکنه.

مشاوره پيش از ازدواج، فرد را به انتخاب مناسب‌ ترين همسر، راهنمايی می کنه. البته، مشاور بايد صلاحيت لازم رو داشته باشه تا بتونه از عهده اين امر مهم بربیاد.

امروزه شمار روز افزون موارد طلاق موجب شده تا صاحب‌ نظران اجتماعی به يافتن راه حل‌هايی برای پيشگيری از شيوع و افزايش آمار طلاق بپردازن، که يقيناً عواقب آن بسيار خواهد بود.

مشاوره قبل از ازدواج، ابتدا تنها در زمينه‌های پزشکی و ژنتيکی بود، اما امروزه مشاوره در زمينه مسائل شخصيتی و روانی به ويژه روابط دينی مورد توجه جوانان قرار گرفته. نکته کليدی و مهم در ازدواج، پرداختن به اين موضوعه که:

 قبل از ازدواج، بايد چشم‌ها را خوب باز کرد و بعد از ازدواج، چشم‌ها را بست.

متأسفانه، مشاهده ميشه که عکس اين امر اتفاق مي‌افته، بدين معنا که جوان تحت تأثير جوشش احساسات خود، دست به انتخاب میزنه و پس از آغاز زندگي مشترک، دچار مشکل میشه و تازه در اين هنگامه که جوانان به فکر مشاوره می افته. تحقيقات نشون ميده که بسياری از مشکلات زن و شوهرها قابل پيش‌بينی و در نتيجه قابل پيش‌گيريه..

اگر زن و مرد بخوان قبل از ازدواج، آگاهی های لازم رو درباره خود وهمسر مناسب خودشون داشته باشن، آموزش پيش از ازدواج، يک ضرورت خواهد بود تا ايشان را برای مهم‌ترين تصميم‌گيری و انتخاب در زندگی شان آماده کند.

آموزش پيش از ازدواج سبب ميشه که با آگاهی، دانش و بينش کافی درباره خود و همسر آينده شان اقدام به ازدواج کنند و از عهده نقش‌های خود به عنوان زن و شوهر به خوبی بربیان.

يکی از مسائل مهم که پيش از ازدواج به اون توجه نميشه، اينه که کسی در پی شناخت خود نيست و کمتر کسی به توانايی و ضعف‌های خود آگاهی داره؛ اما همه در پی آنند که برای گزينش همسر، بهترين وشايسته‌ترين فرد رو بشناسند.

تا به حال اين سؤال‌ها را از خود پرسيده‌ايد:

آيامن تمام خصوصيت‌های يک شخص شايسته رو دارم؟

اصلا شايستگی من از کجا مشخص میشه؟

اگر او به دنبال شخص کاملی میگرده، آيا من همون شخص هستم يا نه؟

دختر و پسری که میخواهند ازدواج کنند، بايد دارای شرايط لازم جسمانی، روانی، عقلی، اجتماعی و اخلاقی باشند.

بايد به بلوغ کامل جسمی و عقلی رسيده باشند تا شايستگی همسری رو داشته باشند.

 

af487108-5d07-4ee9-a518-62a6e70d785b_2x

تحلیل تربیتی روابط دختر و پسر

در تحلیل تربیتی روابط دختر و پسر لازمه به چند نکته ی مختصر اما اساسی توجه کنیم:

الف) تلقی پسران و دختران در مورد دوست یابی از جنس مخالف

انگیزه اصلی پسران غالبا تفنن و تفریح و سرگرمیه ولی اغلب دختران به قصد ازدواج با پسران رابطه برقرار میکنند که این امربه تنهایی آسیب هایی جدی را برای جامعه علی الخصوص دختر به دنبال داره همچنین بعد ازاتمام این دوستی ها دختر از نظر عاطفی و روانی دچار مشکلات بسیاری می شود

ب) آسیب های رابطه نامشروع برای دختران

آسیب روانی: بی وفایی پسران سبب سرخوردگی، بیزاری و افسردگی در دختران میشه

آسیب اجتماعی: سبک سری دختر تلقی شده و این باعث استخفاف منزلت دختر میشه

آسیب تربیتی: دختر پایگاه تربیتی و منزلت انسانی خودش رو از دست میده

  انواع برخورد های اجتماعی بین دختر و پسر

  1. برخورد مبتنی بر شناخت و احترام متقابل
  2. برخورد مبتنی بر شرم افراطی
  3. برخورد هیجانی در ارزیابی و قضاوت
  4. برخورد سرد و محدود
  5. برخورد مبتنی بر پرخاشگری
  6. روابط پنهانی دختر و پسر
  7. برخورد های غیر عادی و خام (متلگ گویی، مزه پرانی، مزاحمت و…)
  8. افراط زیاده روی در معاشرت

عوامل موجه رفتارهای نامطلوب میان دختران وپسران

  1. نوجوانی و افکار واقعی او (عوالم جوانی) 
  2. خانواده و شیوه های برخورد با نوجوانان

– محدود ساختن مطلق نوجوان

– معاشرت افراطی دو جنس

– القای خود نمایی به نوجوان از سوی والدین

– سخت گیری و خشونت نسبت به نوجوان

– سخت گیری در مورد ازدواج

– عدم آموزش حدود شرعی در مورد محرم و نامحرم

– غیرتی بودن افراطی برخی از نزدیکان نوجوان

3. شیوه برخورد جامعه با نوجوان(عوامل زمینه ساز اجتماعی در ایجاد برخورد های نامناسب دختر و پسر)

– افراط در تبیین و قضاوت در خصوص رفتار نوجوان با غیر همجنس

– عدم احترام به شخصیت نوجوان و برخورد نامناسب با آنان

– عدم اغماض نسبت به لغزش های نوجوانان در جامعه

– پذیرش و مقبولیت ارتباط نوجوان با غیر همجنس(سهل انگاری)

 

 

1_2x

تربیت …برای زندگی…برای ازدواج

در این زمینه، پژوهش­ هایی جدّی درباره­ ی این موضوع (روابط دختر و پسر) وجود نداه؛ لذا ضرورت­ ها و باید هایی مطرحه که در چهار زمینه قابلیّت طرح دارن:

الف. بایدهای پژوهشی

ب. بایدهای حکومتی

ج. بایدهای خانوادگی

د. بایدهای فردی

1- ضرورت پژوهش ­های جدّی در حوزه­ ی روابط دختر و پسر و از سوی دیگه در حوزه­ ی تبیین چرایی اون، می­تونه درکاهش ابعاد مختلف این قبیل ارتباطات و تبدیل شدن آن به یک ناهنجاری که افراد جامعه بدون مقاومت از آن دوری کنند تأثیرگذار باشه. البته ناگفته نمونه که سازمان­ ها و نهادهای متولی امر جوانان، باید بیشتر به این قبیل پژوهش ­ها بپردازن و بدون اعمال سلیقه ­های انقباضی، نتایج را در اختیار پژوهش­گران و نظریه­ پردازان قرار بدن.

2- حکومت و حاکمان مملکت اسلامی هم باید سیاست­ گذاری در زمینه­ ی کاهش سنّ ازدواج رو در سر لوحه­ ی برنامه­ ی اصلی خود قرار بدن. چرا که افزایش سنّ ازدواج خود به تنهایی طیف وسیعی از آسیب­ های اجتماعی رو سبب می­شه و یا دست کم شرایط وقوع آن را تسهیل می­کنه و کاهش سنّ ازدواج می­تونه یکی از عمده علل کاهش انواع آسیب­ های اجتماعی از جمله روابط دختر و پسر گردد. دین مبین اسلام با رسمیّت­ بخشی به ابراز نیاز جنسی و تسهیل در ارضای آن، وجود غریزه­ ی جنسی رو در ابتدای دوران بلوغ بسیار جدّی می­گیره. تنها محدودیّت دین اسلام برای ارضای غریزه ­ی جنسی، حدود دینی است که آن هم به صورتی آسان وضع شده.

گرچه دین اسلام ازدواج مطلوب را آن ازدواجی می­دونه که مجموعه­ ای از تعهّدات و اهداف، از جمله بقاء نسل را در برداشته باشه، ولی در عین حال ازدواجی را که در آن فقط به جنبه­ های جنسی و یا عاطفی صِرف پرداخته می­شه، رو نیز مورد تأیید قرار داده.

3- تقویت هویّت و احیای مرجعیّت­ های گذشته: احیای نقش خانواده و روحانیّت، تأکید بر هویّت ملّی و دینی، محدودیّت­ پذیری و قانون­ گرایی، از جمله مواردیه که به احیای هویّت­ ها و مرجعیّت­ های از دست­ رفته کمک خواهد کرد. آن­چه که حائز اهمیّته ضرورت مدیریت آرمان ­ها و تمایلات نسل جوانه.

4- احیاء باورهای بنیادین دینی: در مطالب گذشته به عوامل تأثیرگذار بر روابط دختر و پسر به حاکمیّت تفکّر مدرنیته و غلبه روحیّه­ ی فردگرایی، اشاره کردیم. به نظر میرسه به هراندازه که دامنه­ ی تأثیر این عامل در آسیب­ های اجتماعی گسترش ­یابد ارائه ­ی راه­ های برون رفت از آن نیز با دشواری­ ها و پیچیدگی­ های فراوانی روبرو می­شه.

در گام نخست میشه با ترویج فرهنگ جمع­ گرایی، ایثار، خانواده­ گرایی و قناعت، به حذف برنامه ­ها و سیاست­ هایی که با این باور در تقابله اقدام کرد.

5 – اصلاح نظام آموزشی: مهم ­ترین رسالت نظام آموزشی رسمی و غیررسمی در هر جامعه ­ای اصلاح ذهنیّت ­ها، تمایلات و رفتار آحاد جامعه به سمت اهداف تعریف­ شده و مطابق با آرمان ­ها و نیازهای آن جامعه است.

از آن­جا که نظام آموزشی مدرن نسبت به ارزش ­های اخلاقی و مقوله­ ی جنسیّت حسّاسیّت مثبتی نداشته، لازمه با اصلاحات اساسی در نظام آموزشی و پرورشی، مقوله­ ی تربیت رو براساس مفاهیم و آموزه­ های اسلامی بازنگری کرد.

از سوی دیگه لازمه سیاست­ های تربیتی و اخلاقی رسانه­ ها به ویژه صدا و سیما باز ترسیم بشه و رسانه­ ها نسبت به اجرای سیاست­ ها پاسخ­گو باشن.

امروزه، برای برون­ رفت از این وضعیّت، باید به اصلی­ ترین علّت بپردازیم. تربیت افراد جامعه براساس هنجارهای دینی موجود در روابط دختر و پسر، به رسمیّت شناختن مدیریت مرد و باز تولید نقش او در خانواده، باز تولید ارزش ­های دینی در خانواده و تأکید بر تفاوت نقش­ های جنسیّتی در خانواده، از جمله­ ی این راه­کارها هستند.

از راه­کارهای دیگه برای برون ­رفت از وضعیّت فعلی حاکم بر روابط دختر و پسر، توجّه خانواده ­ها به وضعیّت بلوغ جنسی نوجوانان است.

پسران و دختران گاهی می­گن که خانواده ­ها نمی­دونن ما چی می­خواهیم؛ به عبارتی واضح­ تر میان نیازهای واقعی فرزندان دردوره­ ی بلوغ، و مرجعیّتی که این نیازها را به رسمیّت بشناسه، فاصله وجود داره. نحوه­ ی نگاه و برخورد خانواده با یک دختر و یا پسر بالغ، در نگاه او بر مسایل بیولوژیک مربوطه­ اش تأثیر میذاره. پس تا وقتی که خانواده بلوغ جنسی نوجوان رو جدّی نگیره نگاه جوان به بلوغ جنسی و ازدواج تغییر نمیکنه تا چه برسه به بلوغ اجتماعی که جای خودش رو داره.

اگر خانواده میخواد به مرجعیّت سابق خودش برگرده، باید به نیازهای نوجوانان توجّه ویژه کنه. هرچه قدر خانواده مرجعیّت مستحکم­ تری داشته باشه روابط دختر و پسر به مراتب، قابل کنترل­ تره.

اشتباهی که امروزه در جامعه­ ی ما در حال وقوعه غفلت از تربیت پسران و حساسیّت بیشتر در تربیت دخترانه؛ در حالی که تربیت این دو گروه تأثیر مستقیم بر هم داره. متأسفانه در زمینه­ ی تربیت اخلاقی و فهم محدودیّت درباره­ ی پسران ضعیف عمل می­کنیم ولی این محدودیّت­ ها رو به دختران خوب آموزش میدیم.

اگر در نظام­ تربیتی و آموزشی ما پسران طوری تربیت بشن که ثمره­ ی آن محدودیّت درخواست و نگاه و روابط باشه، قطعاً تأثیر چنین تربیتی در جامعه به مراتب ثمربخش ­تره.

تربیت فرزندان درخصوص روابط دختر و پسر باید از سنین کودکی آغازبشه چون کودکان از 2 تا 3 سالگی به تفاوت جنسیّتی خود آگاه می­شن، پس تربیت جنسی  هم باید از همان زمان آغاز بشه.

 

 

 

character-set

بررسی روابط دختر و پسر، مسئله­ ای اجتماعی

چرا باید روابط دختر و پسر رو به عنوان یک مسئله­ ای اجتماعی مورد بررسی قرار دهیم؟

امروزه روابط دختر و پسر به سمتی پیش می­ره که اگر مهار نشه، در آینده­ ای نه چندان دور این روابط جایگزین نهاد خانواده میشه.

زیرا بحران، بسیار جدّی­ تر از اینه که یک حکم شرعی زیر پا گذاشته بشه. برخی از جوانان تا زمان تشکیل خانواده یک دوره ا­ی رو برای خودشون ترسیم میکنن که در آن به روابطی خارج از چارچوب خانواده، در قالب دوستی دختر و پسر روی میارن. این مسئله قطعاً در درازمدت، ابعاد وجودی خانواده رو کوچک­تر خواهد کرد، یعنی ممکنه روابط دختر و پسر در سن 25 سالگی تمام بشه و یا ممکنه تا ده سال بعد هم ادامه داشته باشه و یا مانند مدل­ های غربی تا سن 40 سالگی و آستانه­ ی پیری ادامه یافته و بعد از آن ازدواج کنند.

چه عواملی، اعمّ از بیرونی و درونی بر گسترش این بحران دامن زده ؟

برخی از این عوامل، عامّ و جهان­ شمول هستند و برخی از عوامل نیز درونی. در عوامل بیرونی میشه به نفوذ مدرنیته و تبعات آن اشاره کرد. از عوامل درونی نیز ساختارها نقش مهمّی در پدید آمدن این وضعیت دارن.

امروزه ساختارهایی در روابط دختر و پسر وجود داره که در گذشته نبوده. مثلا ترکیب جنسیّتی اشتغال نیز دیگر تک­ جنسیّتی نیست. اشتغال در فضاهای خصوصی هم به روابط میان دو جنس و مشکلات آن دامن می­زنه. عوامل دیگر که تأثیر فراوانی در این زمینه دارند وسایل ارتباط جمعی مانند موبایل، اینترنت و امکان چت کردنه که ارتباط­ها را بسیار تسهیل کرده. در میان تکنولوژی ارتباط، تلفن همراه یک سلسله تأثیرات نامریی در فضای ارتباط ایجاد کرده و این تأثیرات متأسفانه به دلیل عدم رؤیت مورد توجه نیستند.

یکی از تغییرات ساختاری سازگار با توسعه­ ی روابط دختر و پسر، حاکمیّت تفکّر مدرنه.

صرف نظر از مظاهر مدرنیته، چیزی که تأثیرگذاره و به هیچ عنوان به آن توجّه نمیشه تفکّر مدرن شدنه .بازتاب­ های مدرنیته، مانند ماهواره و تلفن همراه مشخص و آشکارند؛ اما آثار تفکّرات مدرن که از جمله­ ی آن­ها بروز بودن یا به عبارتی سکولار شدنه، که به طور مستقیم قابل مشاهده نیستند و اکثر ارکان جامعه نیز از آن غافل هستند و از همه خطرناک­ تر اینکه این تفکّر حتّی در میان افراد مذهبی نیز رسوخ کرده.

این فرهنگ، افراد رو برای در اکنون بودن آماده می­کنه. در جامعه ما که در حال ورود به توسعه­ یافتگیه غیر از تفکّر مدرن، تربیت مدرن نیز در حال نهادینه شدنه. در موضوع روابط دختر و پسر، تنها تفکّر مدرن نیست که تأثیرگذاره بلکه جوانان ما در حال تربیت شدن به این سبک هستند و خطری که در این زمینه نقش آن بسیار پررنگ است رسانه­ ها می­باشند.

ممکنه ما بتونیم در برابر یک تفکّری موضع­ گیری کنیم، اما نمی­تونیم در برابر تربیت، موضعی اتخاذ نمائیم؛ زیرا تربیت امری تدریجی و پنهانه و ناخودآگاه تأثیر خود را خواهد گذاشت. تربیت مدرن به خودی خود یک ساختار در عرصه تعلیم و تربیت به شمار می ­آید.

مهد کودک ­ها، رسانه­ ها، و نظام آموزشی به این تربیت دامن می­زنند. به عنوان مثال نظام آموزشی ما در بحث جنسیّت، نظامی خنثی است.

دختران و پسران ما به گونه­ ای تربیت نمی ­شوند که بدونن در ارتباط با جنس مکمّل، چگونه باید برخورد کنن. در تربیت مدرن، دختران و پسران در ارتباط با جنس مکمّل، مانند جنس موافق برخورد می­کنند.

در توجیه روابط دختر و پسر دائماً گفته میشه باید به روابط میان دو جنس، نگاهی انسانی داشت.

حال نباید داشتن نگاه انسانی، دست ­آویز هرگونه رفتاری باشه؛ زیرا در کنار انسانیّت مقوله­ ای به نام جنسیّت هم وجود داره.

ساختار دیگری که در بروز روابط دختر و پسر نقش داره، بی­ توجهی به تفاوت نقش­ های جنسیّتی به خصوص است. علت آسیب دیدن دختران از این­گونه روابط، معلول ایفا نشدن درست نقش پدر در خانواده است. ضعف یا خشونت پدران، نداشتن ارتباط عاطفی، صحبت نکردن و ارتباط برقرار نکردن با دختران، باعث میشه که پدران نتوانند تکیه­ گاه عاطفی مناسبی برای دختران باشند.

یکی دیگر از ساختارهایی که در روابط دختر و پسر تأثیرگذاره، طبقاتی شدن اجتماعه. این ساختار بر آمار طلاق و بسیاری موضوعات دیگه و مسایل اجتماعی نیز تأثیر میذاره، زیرا زن و مرد و یا دختر و پسر خود را با افراد دیگر مقایسه می­ کنند، و این امر باعث می­شه که آن­ها از وضعیت موجود راضی نبوده و با ریسک­ های حداکثری، درصدد تغییر وضعیت موجود باشند. ما می­ بینیم در گذشته­ های نه چندان دور تظاهرات معیشتی خانواده­ ها، تفاوت معناداری با هم نداشتند و هیچ یک از خانواده­ های فامیل به دلیل مسایل اقتصادی بر هم تفاخر نداشتند؛ اما الگوهای سرمایه­ داری، کم­کم این فاصله رو بیشتر کرد، نظام تفاوت­ها، موجب شد زمینه برای زندگی کردن در حال، فراهم بشه؛ یعنی اگر فردی خاص، تظاهرات اقتصادی زیادی داره با همین تفکّر در اکنون زیستن، سعی می­کنه فرصت رو از دست نده.

زیرا ممکنه دیگر چنین فرصتی برایش پیش نیاد گویی در اکنون زندگی کردن، لازمه­ ی دنیای مدرن می­ باشد و این دو لازم و ملزوم هم هستند.

همچنین، به رغم افزایش سطح تحصیلات، سنّ رشد اجتماعی افراد بالارفته ولی جوانان از نظر مهارت­های زندگی ضعف دارند. این مسایل موجب شده که سنّ ازدواج بالا رفته و روابط دختر و پسر در جامعه ما بیشتر بشه.

 

1

علل افزایش ارتباط با جنس مخالف

افزایش یافتن ارتباط  پذیرفته نشده ی دختر و پسر در جوامع امروزی همچنین خیانت های موجود در روابط زوجین علل مختلفی دارد که به بررسی آنها می پردازیم که همه ی این ها میتواند از اختلال های هویتی و…… ریشه بگیرد: 1- بحران هویّت: یکی دیگر از عوامل مهمّی که به ارتباط دختر و پسر […]

4x3

روابط دختر و پسر

با افزایش روابط دختر و پسر، می­توان به برخی زمینه­ ها و عواملی اشاره کرد که در افزایش و یا ایجاد برخی آسیب­ های اجتماعی مثل طلاق و..که درآن این روابط  مؤثّرهستند اشاره کرد. این عوامل به دو سطح خرد و کلان تقسیم می شوند که در سطح خرد، ویژگی افرادی شرح داده میشه که […]