انواع شناخت

انواع شناخت به طور کلی

۱٫ شناخت دل.

۲٫ شناخت بدن.

۳٫ شناخت عقل

۴٫ شناخت روح: روح انسان در واقع پادشاه مملکت وجود انسانه و این روحه که بعد عقلانی انسان رو راه میبره.

 شناخت فطری انسان

شناخت انسان بسیار پیچیده است و یکی از ابعادی که باید شناخته بشه بعد فطریه که در قرآن هم به این مطلب اشاره شده. از جمله میتوان آیه ۳۰ سوره روم را نام برد: روى خود را متوجه آئين خالص پروردگار كن اين فطرتى است كه خداوند انسان ها را بر آن آفريده دگرگونى در آفرينش خدا نيست اين است دين و آئين محكم و استوار ولى اكثر مردم نمى‏دانند”.

پیامبر اکرم(ص) فرمودند:« همه انسان ها بر اساس فطرت توحیدی یعنی یکتاپرست و خداخواه متولد میشوند و این والدین و محیط هستند که کودک را( منحرف) و مسیحی و مجوس میکنند».

البته این نظر( که انسان¬ها دارای بعد فطری هستند) رو ماتریالیست ها و مارکسیست ها قبول ندارن. برخی از فرق مادی هم فطرت را اجمالاً قبول دارن اما از منظر اسلام این که انسان دارای فطرته هیچ تردیدی وجود نداره. فطرت

آن دسته از استعداد های خاصی( بذرهایی)که از هنگام تولد در انسان وجود داره و اگر این استعداد¬ها به فعلیت برسن( بذرها شکوفا بشن) انسان میشه انسان والا وگرنه یک موجود مسخ شده ایست که ظاهر انسانی داره ولی باطنش حیوانیه، نه میشه به او گفت انسان و نه این که نام حیوان( گرگ)بر او گذارد چون مشخصات هیچ کدام رو نداره.

به عبارت بهتر میتوان دریافت که انسان بالقوه انسان است به واسطه روح الهی که در وی قرار دارد. اگر بنا است آن روح، انسان را به مقام خلافت الهی برسونه باید آن بذرها شکوفا بشه تا انسان به آن کمال شایسته خودش برسه.

این بذر ها را در دو زمینه میتوان مشاهده کرد: 

الف) فطرت عقل” عقل و معرفت”

انسان بالقوه عاقل متولد میشه. کار تربیت اینه که عقل بالقوه رو تبدیل به عقل بالفعل میکنه و عقل بالفعل رو تبدیل به عقل بالملکه و عقل بالملکه را تبدیل به عقل مستفاد میکند.

انسان بر حسب فطرت عقل، خدا رو میشناسه پس خداشناسی فطری نتیجه ی فطرت عقل میشه. فطرت عقل میگه معلول علت میخواد، نظم ناظم میخواد، پدیده پدید آورنده میخواد، حادث قدیم میخواد.

مقتضی عقل فطری شما، خداشناسی فطریه.

   ب) فطرت دل  

عرصه تمایلات، خواسته ها، کشش ها و گرایش ها رو فطرت دل میگن.

اقسام فطرت دل

الف) زیبایی و زیبا دوستی

از آن جا که انسان زیبایی رو دوست داره باید این میل در وی رشد کنه و تربیت بشه. اما آنچه که در جوامع بشریه این میل رو منحصر میکنه به زیبایی حسی، مانند: صدای زیبا و چهره زیبا و… ، این ها یک مرتبه از مراتب زیبایی است باید گفت این پایین ترین مرتبه زیبایی محسوب می شود. باید در مراتب بالای زیبایی رفت و زیبایی عقلی، روحی و معنوی رو برای انسان ایجاد کرد تا این میل رشد کنه.

امام صادق(ع) میفرمایند:« خدا زیبا است و زیبایی را دوست دارد».

کار تربیت  هم اینه که رشد کنه و هنر هم برای اینه که زیبایی رو رشد بده و انسان رو به انسانیت نزدیک کنه.

ب‌)میل به فضیلت و کمالات انسانی 

انسان فطرتاً فضیلت جوست. در تربیت این میل را رشد بدیم تا به دنبال فضایل انسانی باشه و هر چه انسان به دنبال فضایل انسانی باشه و بیش تر رشد کنه به انسانیت نزدیک¬تر میشه چون فطرت او شکوفا تر شده.

ج) میل به عبادت و پرستش خدا 

این میل هم منحرف شده و به جای این که انسان به دنبال مصداق اصلی پرستش که خداوند و معبود لایزال است بگرده، به دنبال چیز دیگریست. ما نباید این میل رو با پرستش هوای نفس، پول پرستی، شخص پرستی و… منحرف کنیم چرا که این میل( میل به پرستش) جزء امیال اصلیه.

د) میل به خلاقیت و ابداع 

میل به خلاقیت و ابداع که نتیجه ی آن میشه تکنولوژی و صنعت.

هـ) میل به حقیقت جویی 

انسان فطرتاً به دنبال حقیقته. کنجکاوی و حقیقت جویی در انسان کاملاً وجود داره. کار تربیت اینه که میل حقیقت جویی در انسان تربیت بشه و علم، حکمت، معرفت و… این میل در انسان رشد کنه و تربیت بشه. انسان هر چه قدر هم حقیقت جو بشه انسان تر شده.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *