والدین ، وقت خود را تنظیم کنید.

البته شما همه درخواست‌ها یا سؤالات کودکانتون رو نمی‌تونید پیش‌بینی کنید تا قانون براش وضع کنید. پس وقتی پرسش تازه‌ای مطرح میشه میتونید بگید:«باید ببینم چی میشه»، یا «مطمئن نیستم، باید درباره‌اش فکر کنم». والدین باید پیرامون آنچه از آنان تقاضا میشه تأمل و فکر کنن.

این روش کمک میکنه تا کودک بیاموزه که چگونه خواسته خودش رو عقب بندازه.«وقتی پدر یا مادری میگه:«من باید فکر کنم و بعد تصمیم بگیرم که آیا میتونی این برنامه رو از تلویزیون تماشا کنی یا نه؟» غیر مستقیم به کودک ‌آموزش میده که هر آرزو یا خواسته‌ای که داره از طرف پدر یا مادرش، بلافاصله برآورده و یا با مخالفت روبه‌رو نمیشه.

وقتی میگید:«راجع به این موضوع فکر میکنم» مطمئنه که این کار رو می‌کنید. دفعه بعد که کودک سؤالی داشته باشه میدونه پاسخ اصلی رو بعداً میگیره یعنی وقتی شما راجع به آن موضوع فکر کرده اید.

والدین ، تابع احساستان نشید.

گاهی اوقات کاملاً روشنه که پاسخ صریح بعضی از درخواست‌ها اساساً غلطه. مثلاً زمانی که کودک درخواستی میکنه که برای سلامتیش مضر و خطرناکه یا کاملاً مخالف ارزش‌های شماست.اگر پاسخ شما نسبت به پرسشی منفیه، آنرا با مهربانی و احترام به کودک بقبولانید، سعی نکنید اصطکاکی بین روابطتان ایجاد بشه یا کودک این رو حس کنه که در برابر شما هیچ قدرتی نداره.

در برخورد با کودک سعی کنید موارد زیر رو رعایت کنید تا موجب لجبازی فرزندتون نشه:

• با ایجاد حد و مرزها و محدودیت‌های مناسب حریم مناسبی رو بین خود و کودک ایجاد کنید.

• بدون عصبانیت و ناراحتی و به دور از هرگونه خشونت عمل کنید.

• از تهدیدها و اخطارها و هشدارهای تکراری اجتناب کنید.

• جملاتی رو بگید که میتونید آنرا عملی کنید.

• احساس منطقی و درستی از کنترل و نظارت رو به کودکان خود بدید.