در پاسخ به این سوال دیدگاه های متعددی وجود داره و ما میخواهیم در این مقاله کوتاه دیدگاه تربیت دینی خانواده را مطرح کنیم.

پاسخ شهيد مطهری اینه که:

از قديم مردان براي خواستگاری نزد زنان می رفته‌اند و از آنها تقاضای ازدواج می کرده‌اند؛ و اين از بزرگ ترين عوامل حفظ حيثيت و احترام زن بوده است.

طبيعت، مرد را مظهر طلب و عشق و تقاضا آفريده است؛ و زن را مظهر مطلوب بودن و معشوق بودن.

طبيعت، زن را گُل و مرد را بلبل، زن را شمع و مرد را پروانه، قرار داده است.

اين يکی از شاهکارهای خلقت است که در غريزه مرد، نياز و طلب و در غريزه زن، ناز و جلوه قرار داده؛ و این خلاف حيثيت و احترام زن است که به دنبال مرد برود.

“چون که مرد می تونه چند بار بره خواستگاری و جواب رد بشنوه.

اما خانم ها چون حساسند، با روحیه ی لطیفشون این کار نمی خونه”

در عين حال، مرد خريدار وصال زن است نه چيز ديگری.

عجبا از اينکه گروهی از زنان تندرو میگن چرا قانون مدنی لحنی به خود گرفته است که مرد را خريدار زن نشان می دهد؟

  1. اين مربوط به قانون مدنی نيست، مربوط به قانون آفرينش است.
  2. مگر هر خريداری از نوع مالکيت اشيا است؟

طلبه و دانشجو خريدار علم اند.

متعلم خريدار معلم است.

هنرجو خريدار هنر.

آيا بايد نام اين ها را مالکيت بگذاريم و منافی حيثيت علم، عالم، هنر و هنرمند به شمار آوريم؟

مرد، خريدار وصال زن است، نه خريدار مالکيت وی.

آيا اين اهانت به مقام زن است، يا مظهر عالی ترين احترام به مقام او؟

“والاترين هنر زن اينه که می تونه مرد را در

هر مقامی که هست، مجذوب خود کند.”

اما امروزه به نام دفاع از حقوق زن، بزرگ‌ترين امتياز و شرف و حيثيت زن را لکه‌دار می کنند.

رسم خواستگاری، يک تدبير ظريفانه و عاقلانه برای حفظ احترام زن است.

اين نوعی امتياز طبيعی است که به زن داده شده، و نوعی تکليف طبيعی است که به دوش مرد گذاشته شده.

 

در مقدمه کتاب زن در آينه جمال و جلال، نوشته حضرت آيت الله جوادی آملی، نکته‌ای ظريف از خواستگاری حضرت آدم از حوا اومده:

“زمانی که حضرت آدم و حوا آفريده شدند، حضرت آدم احساس کرد نسبت به حوا تمايل دارد، لذا از حوا خواست پيش او برود، ولی حوا قبول نکرد و گفت: تو نزد من بيا! حضرت آدم از خدا سؤال کرد: خدايا چه کنم؟ خداوند متعال فرمود: تو نزد او برو و از او دعوت کن هم‌نشينت باشد!

لذا جريان خواستگاری مرد از زن، جريانی خدايی است!”