نقش مذهب در تربیت انسان

مذهب در تربیت بسیار مؤثره و گاهی میتونه عوامل دیگر رو تحت الشعاع قرار بده. افراد با وجود نژاد ها و فرهنگ های مختلف چون از نظر مذهب یکسان هستند به هم نزدیک تر میشه.

انواع مذهب، به طور کلی:

۱٫  مذاهب خوب که آثار تربیتی خوبی خواهند داشت.

۲٫  مذاهب خرافی، منحرف و یا بد که آثار تربیتی خیلی بدی دارند.

و در واقع مذهب، دنیا و آخرت انسان ها رو جهت میده. مثلاً مذهب اهل بیت(ع) که تماماً آموزهای تربیتی دارند و هیچ گزاره ای نمییابید که شما را به انحراف بکشونه مانند: سیره پیشوایانش، رفتار، دعا، عبادت و دستورات اخلاقی.

اگر درست بنگرید اوج تربیت را در سیره پیشوایانش خواهید دید. بعد از پیامبر(ص) انسان کاملی همچون علی بن ابی طالب(ع) پیدا نخواهید کرد. چرا که همه خصوصیات انسانی در این شخص موجود است. همین که الگویی همچون حضرت زهرا (س) داریم در واقع نشان میده که ما تربیت یافته کدام مکتب و مرام هستیم. در تمام سخنان و رفتاهای ایشان الگوی تربیتی موج میزنه؛ نوع برخوردشان با کودکان، با همسر، با پدر، باورهایشان چه چیزی بوده و چگونه فرزند تربیت کرده اند؟ چگونه زندگی کردن ؟ در مسائل سیاسی و یا مسائل اجتماعی چگونه برخورد کردن؟ همه مربیان در این مکتب، مربیان و الگوهای حقیقی تربیت هستند و همه امامان معصوم(ع) بهترین و مؤثرترین سیره تربیتی رو داشتن.

پیامبر(ص)” لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ…”

یعنی بهترین و کامل ترین الگو برای همگانند و اهل بیت پیامبر(ص) تالی تلو ایشان بودند و چه مکتبی و مذهبی است که بتونه خود به خود تربیت بکند؟ افراد با توجه به مکتبشون و الگوهای تربیتی که دارن، تربیت میشوند مثلاً با توجه به کتب امالی( که جمله جمله آن تربیت است)، اصول کافی و وسائل الشیعه.

اما مکاتب دیگری مثل مکاتب ماتریالیستی که به شهوت و شهوت رانی توجه میکنند، در این مکاتب انسان تربیت نمیشود!.

مذهب و مکتب عامل بسیار مهم  و مؤثری رو در تربیت نوع بشر به عهده داره.

نقش حکومت و نظام سیاسی  در تربیت

یکی از نظام های سیاسی، نظام سیاسی الهی است. افرادی که تحت این نظام هستند انسان های تربیت شده ای خواهند بود، در واقع نقش رهبران و حاکمان سیاسی نسبت به مسئله تربیت بیش¬تر از والدین است!؟

امیر المؤمنین علی(ع) میفرمایند:« مردم به حاکمان سیاسی خود شبیه تر هستند تا به دین والدین خودشان».

در این جا این مسئله رو مطرح میکنه که: نقش حکومت در تربیت از وراثت هم بیشتره.

حاکمان از چه افرادی باشند؟ سیستم حکومت چگونه باشد؟ اگر حاکمان انسان های مادی، نفس پرور، شکم پرور و شهوت پرست باشند مردم هم به آنان نگاه می کنند و مانند آنها خواهند شد.

پس اگر حاکمان و نظام سیاسی، خوب و عادلانه ای داشتند؛ تربیت هم مجال پیدا خواهد کرد و مردم خوبی هم دارند و بالعکس اگر حاکمان جامعه و یا حکومت ظالمانه ای داشتند؛ هرگز چنین حکومتی نمیتواند مجال و فرصتی برای تربیت داشته باشه.

از این مطلب اثبات میشه که در انتخاب حاکمان دقت لازم رو مبذول بداریم. چرا که فلان شخص در هر پست و مقامی که هست چه قدر آثار بی تربیتی بر جای خواهد گذاشت؟ چه قدر آثار باتربیتی بر جای خواهد گذاشت؟ چه قدر عامل خواهد بود؟ این دست شماست با انتخاب آگاهانه سرنوشت جامعه را به دست چه کسی میسپارید؟ و اگر ما به طور قهری تحت سرپرستی یک حکومت دیکتاتوری بودیم و یا حکومت های استبدادی قرون وسطی که مردم در آن هیچ نقشی ندارند و انتخاباتی صورت نمیگیره؛ در چنین حکومتی، یک مربی آگاه باید متوجه باشد که آثار منفیِ این حکومت بر فرزند و بر متربی وجود داره و این آثار رو خنثی بکنه. مثلاً فرزندش رو توجیه میکنه که این حاکم یک زورگوست نه یک الگوی تربیتی که صاحب ارزش و مقام است تا فرزندان از او پیروی نکنند( این حداقل کار مربی است) و اگر میتونن یک حکومت اسلامی رو بر پا کنند و اگر امکان نداشت با الگوها و متد تربیتی دینی پارازیت های مزاحم رو دفع کنن.