اقتصاد میتونه اثر مثبت و یا منفی در جامعه بگذاره. اثر مثبت اقتصاد اینه که افرادی که وضعیت خوب اقتصادی دارن میتونن تخصص و علم خوب به دست آورند و برعکس فقر آثار سوء تربیتی فراوانی داره. در روایات ما به این امر تصریح شده:

« كَادَ الْفَقْرُ يَكُونُ‏ كُفْراً؛ فقر نزدیک کفر است». 

  فقر در مرز کفر است و یا اگر فقر از یک در وارد بشود ایمان از در دیگر خارج میشود.

در واقع کار و تلاش بهترین مربی و سازنده¬ی انسانه که او را برای روزگار سخت تربیت میکنه.

همانگونه که اقتصاد دارای آثار مثبته، آثار منفی فراوانی هم داره از جمله میتوان به مفاسد فحشا و منکرات اشاره کرد.

برخی افراد گمان میکنند که فقر به خودی خود مطلوب است، زیرا در روش بزرگان میبینیم که آنها زاهدانه زیستند و گاهی فقیرانه میزیستند و این تصور رو ایجاد کرده که فقر مطلوبه؛ در حالی که اینگونه نیست، فقر در واقع عدم ثروته چون خدا ثروت خلق میکنه و عدم، مطلقاً شر است و نمیشه گفت که فقر خوبه. اسلام به دنبال فقر محوری نیست، بلکه نمیخواد تضاد طبقاتی زیاد باشه و لذا روش ها و ساز و کار-هایی رو طراحی کرده که اقشار جامعه به هم نزدیک بشن با زکات، خمس و دیگر انفاق هایی که در اسلام داریم و فلسفه این انفاق ها هم اینه که فقر در جامعه نباشه و فقر از بین بره و یا حداقل هیچ شکافی میان فقیر و غنی نباشه. اسلام مانند آن شکافی رو که در غرب وجود داره و در حد صفر تا صده، نمیخواد و قصد داره این شکاف ها کم و کمتر بشه.

تصور نشه که اسلام طرفدار فقر، تنبلی، بیکاری و بیحالیه؛ فلسفه اسلام اینه که: تلاش هر چه بیشتر، تولید هر چه بیشتر، مصرف هر چه کمتر و دل بستن هر چه کمتر!

آنچه که اسلام نمی پسنده، دل بستن و یا اسیر ثروت شدنه! این دلبستگی رو نظام اخلاقی اسلام قبول نداره اما اگر کسی ثروت داره ولی دلبسته نیست هیچ مشکلی نداره و در عوض فردی چیزی نداره جزء یک تسبیح؛ ولی آن قدر دلبسته ی همونه که از افراد ثروتمند هم دلبستگیش بیشتره.

اصل دلبستگی مورد نهی اسلامه، نه داشتن و نه نداشتن مورد تأکیده؛ ولی تولید ثروت کردن و کار کردن مورد تأکیده، تا جایی که اسلام میگه: کار کردن عبادت است!

امام صادق(ع) فرمودند:« کسی که برای اداره زندگی تلاش و کوشش میکند مانند مجاهد در راه خداست». 

در قرآن آمده است:” و اين كه براى انسان بهره‏اى جز سعى و كوشش او نيست “.

اسلام نسبت به این موضوع بسیار تأکید دارد.