شناخت انسان بسیار مهمه زیرا تا زمانی که انسان شناخته نشده باشه هیچ برنامه تربیتی کارآمدی نخواهد داشت و این برنامه ریزی از دو جهت اهمیت داره: یکی از آن جهت که انسان است و دارای یک سری ویژگی ها و خصوصیاتی که دیگر موجودات آن را ندارن ولی از آن جا که انسان موجودی پیچیده است و یکنواخت نیست سبب میشه که به راحتی شناخته نشه؛ در یک لحظه انسان متحول میشه از زمین به آسمان و از آسمان تا قعر جهنم پیش خواهد رفت.

آن کرامت ذاتی انسان سبب میشه که خیلی از راه های معرفت از جمله تجربه رو نتونیم درباره انسان پیاده کنیم. و از آن جایی که انسان دارای ابعاد مختلفه باید به طور دقیق مورد مطالعه قرار بگیره از جمله این که انسان دارای بدن، قلب، نفس و روح( خصوصاً پیچیدگی های روح و نفس) است.

انسان یک عالم بزرگی است:

فصل ممیز انسان و سایر موجودات از جمله حیوان، فطرته چرا که فطرت خاص انسانه. انسان ها مثل سایر موجودات غریزه دارن طبع هم دارن.

آنچه که انسان رو از سایر موجودات متمایز میکنه همین فطرت اوست زیرا سایر موجودات از جمادات تا حیوانات فطرت ندارن و با شناخت ابعاد فطرت و همه این مباحثی که مطرح شد، میشه یک انسان رو شناخت.

شناخت تفاوت های فردی متربی

تا کنون مطرح کردیم که انسان ها دارای فطرت هستند چنانچه رسول خدا(ص) میفرمایند:

« كُلُ‏ مَوْلُودٍ يُولَدُ عَلَى‏ الْفِطْرَة؛ِ هرانسانی که متولد میگردد بر فطرت انسانی متولد میشود»  و یا « الانسان‏ حيوان‏ ناطق‏».

در تربیت تفاوت های فردی بسیار مهمه اما متأسفانه اینگونه فکر میکنند که انسان ها چون انسان هستند مساوی هم میتونن باشن؟! این یکی از مشکلاتی که در فضای تربیتی بسیار دیده میشه.

برخیها گمان می کنند که اگر یک روش تربیتی رو فرا بگیرند همان یک روش رو میتوان در جاهای مختلف اجرا کرد در حالی که اصلاً اینگونه نیست باید تمام روش ها رو بشناسند و همچنین شناخت کاملی هم از انسان داشته باشند و همه عوامل مؤثر در تربیت رو در نظر بگیرن.

بنابراین توجه داشته باشیم که انسانها کاملاً با هم متفاوت هستند و اصلاً نمیتوان با یک نسخه همه رو تربیت کرد .

تفاوت ها رو بشناسیم و بر اساس سوابق و زمینه های موجود نسخه تربیتی رو تجویز بکنیم.