اعتقاد به فرجام و معاد
اینکه عالم مقصدی داره و همه موجودات عالم در حال حرکت به سوی آن مقصدن از جمله انسان. انسان به سمت آن هدف در حرکته و خواهی و نخواهی به آن هدف خواهد رسید. خودش هم که نخواد میبرنش. این هم از مبانی تربیت اسلامی ماست که نتیجه اش این میشه که عالم مقصدی داره کاملا حکیمانه و به سوی آن مقصد همه در حرکتن.

 وجود رسولان الهیه که واسطه بین خدا و بندگانش هستند.
این باور که خداوند بندگانش رو بدون مربی باقی نگذاشته. بدون راهنما و پیام آور باقی نگذاشته. این در واقع مبنای دیگریه از مبانی تربیت اسلامی. این سه تا که عرض کردم در عقاید تحت عنوان توحید، نبوت و معاد از آن یاد میشه. بحث اعتقادی اینها بحث دیگری داره؛ اینجا ما فقط از منظر تربیت به اینها نگاه می کنیم.
امامت هم ادامه نبوته. تمام دلایلی که بر ضرورت نبوت اقامه میشه عینا بر ضرورت امامت هم قابل اقامه هست. همه دلایلی که برای پیامبران مطرح میشه عینا برای امامان هم مطرح خواهد شد چرا که خصوصیات آنرا هم امامان دارن مثل علم و عصمت و چیزهایی از این قبیل.
توحید شامل عدل هم میشه؛ نبوت شامل امامت هم میشه؛

فضیلت ذاتی انسان
در مکتب اسلام، انسان اشرف مخلوقات خداست و انسان یک فضیلت ذاتی و انسانی داره که هیچ مخلوقی نداره. « وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ » و در ادامه این آیه دارد « وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلاً ». ما انسان رو برتری دادیم بر همه مخلوقات. باور این کرامت ذاتی، در تربیت خیلی اثر داره. ما بعدا خواهیم گفت که از این مبنای تربیتی یک اصل تربیتی انتزاع میشه و آن اینکه در همه فعالیتهای تربیتی باید کرامت و شخصیت انسان محفوظ باشه. باز از این اصل، یک روش انتزاع خواهیم کرد به نام روش تکریم شخصیت که یکی از بهترین و موثرترین روش های تربیت مخصوصا در خانواده و مخصوصا در ارتباط با فرزندان این روش بسیار مثبته که در غالب موارد خوب جواب میده، اگر درست به کار گرفته بشه. یکی از مبانی تربیت اسلامی بحث کرامت ذاتی انسانه. از نظر اسلام انسان موجود کریمیه که این کرامت باید باور بشه. این باور رو در تربیت کلاًباید داشته باشیم و بعدا به کار بگیریم .
اختیار انسان
از نظر اسلام انسان موجود دارای اختیاره. قبلا هم اشاره کردیم که اگر این اختیار نبود، اصلا تربیت نبود. وجود اختیار در انسان یک امر بدیهیه که اگر کسی انکار کنه، بدیهیات رو انکار کرده. بعضی ها می گویند انسان مجبور به جبر تاریخه. ما تاریخ رو به عنوان عامل موثر بر تربیت پذیرفتیم اما جبرش رو قبول نداریم. تاریخ یک عامل موثره اما در کنارش ده تا عامل دیگر هم هست؛ تازه اختیار انسان هم هست پس جبر نیست.
آزادی و حریت انسان
انسان موجودیست آزاد. خدا انسان رو آزاد خلق کرده.
امیرالمومنین (ع): تو حق نداری بنده دیگری باشی. خدا تو را آزاد خلق کرده است.
اصلا یکی از اهداف رسالت پیامبران که مبعوث شدند به عنوان مربیان بشریت، آزاد کردن انسانها بوده.
« وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلاَلَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ ». پیامبران آمدند که این قید و بندهایی که بر دست و پای انسان بسته شده است را باز کنند و انسانها را آزاد کنند. هدف ارسال رسل و آمدن پیامبران آزاد کردن انسانها بوده.
طبیعیه که اگر انسان بخواد در جامعه زندگی کنه تا جایی آزادهکه به آزادی دیگران لطمه نزنه وگر نه دیگر آزادی معنا نداره؛ من آزاد باشم ولی همه آزادی شان سلب شود؛ اینکه آزادی نمیشه. پس در جامعه هیچ آزادی نامحدود وجود نداره؛ این بدیهیه. آزادی باید محدود باشه.
در اینکه چه کسی میتونه حد و مرز آزادی رو مشخص کنه در اینجا اختلاف نظر هست. اسلام میگوید خدا و دین. چون خدا بهتر ما رو میشناسه، خدا بهتر میدونه که چه چیزی سعادت ما رو تامین میکنه و چه باعث بدبختی ما میشه..