افزایش یافتن ارتباط  پذیرفته نشده ی دختر و پسر در جوامع امروزی همچنین خیانت های موجود در روابط زوجین علل مختلفی دارد که به بررسی آنها می پردازیم که همه ی این ها میتواند از اختلال های هویتی و…… ریشه بگیرد:

1- بحران هویّت:

یکی دیگر از عوامل مهمّی که به ارتباط دختر و پسر دامن می­زند بحران هویّته. قطعاً یکی از عوامل بسیارمهمّ و تأثیرگذار بر هویّت افراد یک جامعه، مرجعیّت­های هویّت­ سازه. افراد، گروه­ها و جوامع، براساس نوع مرجعیّت­ هایی که می­ پذیرند، هوّیت می­ یابند.

متأسفانه در جامعه­ ی فعلی پُست مدرنیته­ ی ما جایگاه مرجعیّت­ های سنّتی به شدّت در حال تزلزل است و لذا هویّت تأثیرپذیر از این مرجعیّت­ ها نیز در معرض آسیب جدّی قرار داره..

برخی ناکارآمدی ­های حاکمان، نهاد آموزش خانواده و روحانیّت، موجبات عدم اطمینان جوانان به آینده رو فراهم آورده که ثمره­ ی این فرایند، بی­ اعتنایی آن­ها به مرجعیّت­ های سنّتی­ را در پی داشته.

وقتی مرجعیّت­ های سنّتی کنار گذاشته شدند، باید مرجعیّت­ های مدرنیته بیان و خلأ به وجود آمده رو پر کنن و نقش مهمّی را در باز تعریف هویّت جدید، برای جوانان ایفا کنن.

و از پیامدهای پذیرش این هویّت جدید، تأکید بر اکنونیّت و به روز بودن است. رسانه­ ها و به خصوص فضای مجازی، مکانی سیّال و وسیع را برای هویّت­ یابی فرزندان ایجاد می­کند. و قطعاً حسّاسیت جوانان در مشارکت یافتن این هویّت جدید، بیش از همه چیز در فقدان پایگاه­ های مستحکم هویّت­ بخش ریشه دارد. نفی هنجارهای گذشته یکی از الزامات حضور در چنین فضایی هست. یکی از این هنجارها، هنجار( دینی ـ اخلاقی) در روابط دختر و پسره.

به طور کلّی هرچه بی­ اعتنایی به ارزش ­های سنّتی جامعه، بیشتر شود یعنی روابط صمیمانه فرزندان با پدر و مادر، نظارت خانواده، اعتقادات مذهبی و پای بندی به احکام شرعی ضعیف شوند، آن­گاه احتمال برقراری رابطه با جنس مکمّل افزایش می­ یابد و تمام این موارد، معلول اختلال در هویّت افراد است.

2- اختلال در هویّت جنسی

هویّت جنسی رو می­توان به برداشت شخص از جنسیّت خود در نسبت با نقش­ ها و انتظارات مبتنی بر جنسیّت تعریف کرد و قطعاً فقدان چنین برداشتی و یا اغتشاش در آن، هویّت جنسی رو دچار اختلال خواهد کرد.

متأسفانه نظام آموزش و تربیت ما در سال­ های اخیر به پیروی از الگوی غربی، از تربیت دختران و پسران برای پذیرش نقش­ های متفاوت از یک­دیگر، غافل بوده که این غفلت علل مختلفی داشته است.

یکسان­ سازی امر آموزش و تربیت موجب شده که هر دو جنس به رغم وجود غرایز و نیازهای متفاوت و گاه متضاد خود در موقعیّت­ ها و فرصت­ های متفاوت، یکسان رفتار کنند.

تربیت نشدن پسران برای غیرت­ ورزی، کنترل چشم، مسئولیّت­ پذیری، حفظ و خودکنترلی از غریزه­ ی جنسی و همچنین تربیت نشدن دختران برای حیاء، پرهیز کردن از تبرّج و رفتارهای عشوه ­گرانه و خضوع در گفتار، موجب میشه دو جنس در برقراری ارتباط با یک­دیگر، هرچند غرایز سرکش طبیعی و جنسی که در آنان وجود داره همانند ارتباط با هم­جنس خود رفتار کنند.

3- ناکارآمدی خانواده­ ها در ارضاء نیازها و عواطف زوجین:

در توجیه چرایی ارتباط افراد متأهّل، اعمّ از ارتباط عاطفی و یا حتّی جنسی، می­توان به بروز عادت ثانویه برای افرادی که در دوران مجرّدی چنین روابطی داشته­ اند اشاره کرد.

یکی از عمده­ علل به وجود آمدن چنین روابطی میان افراد متأهّل میتونه تا حدود زیادی معلول ناکارآمدی خانواده­ های جدید در ارضای غرایز و نیازهای روانی عاطفی باشد.

4- نقش جریان­ های نرم­ افزار

به طور مثال جریان­های فمینیستی که در سال­های اخیر بحث­ هایی مانند نسبی بودن حیا و روابط آزاد جنسی را مطرح ­کردند.

قطعاً دو جریان و رویکرد در توسعه­ ی روابط دختر و پسر تأثیر فراوانی داشته­ اند:

الف. موضوع آرایش، بدحجابی و مُد.

ب. تفکّر فمینیستی.

این استدلال که همه دوست پسر یا دوست دختر دارند پس من هم باید داشته باشم  برآمدی از سبک­ هایی است که در پسِ آن عقلانیتّی وجود نداره و در مسئله ­ای که عقلانیّت در آن نقشی نداره کمتر اتّفاق می­ افتد که کسی در آن مسئله مناقشه داشته باشد.