بدون ترديد نبايد بلوغ عاطفی رو با عشق‌های دروغين اشتباه گرفت. در مراحل اوليه انتخاب همسر، بايد احساسات رو کنارگذاشت. عشق و علاقه، نميتونه تنها دليل برای ازدواج باشه و چنين انتخاب کردنی، بی شک نادرسته. به زبان ساده‌ تر وقتی شما کسی را اول دوست داشته باشيد، بعد بخواهيد تازه اونو انتخاب کنيد، چون دوستش داريد، خوبی هاش رو بيش از آنچه داره میبينيد؛ و باز چون دوستش داريد، بدی هاش رو ميبينيد، ولی ناديده گرفته، و توجيه می کنيد چون نمی خواهيد اونو از دست بديد؛ و باز هم چون دوستش داريد، به خودتون اجازه نميدید درباره او و نقص‌هاش به طور کامل فکر کنيد. اصلاً چيزی به عنوان فکر کردن جز در مورد دوست‌ داشتن‌هايتان براي شما باقی نميمونه.

نکته مهم: 

قبل از ازدواج چشم‌هايت را خوب باز کن و بعد از ازدواج آنها را ببند! يعنی زمان بررسی ضعف‌ها، پيش از ازدواج است.

قبل از ازدواج، همه عيب‌های فرد رو ببينيد، و اگر می خواهيد اونو قبول کنيد، حداقل بدونيد او چگونه است! چون آدم‌ها رو آنگونه که هستند بايد پذيرفت، نه آنگونه که در رؤيای ما زندگی میکنند؛ و نه آنگونه که به ما قول داده‌اند.

شما بايد شخص را با شرايط فعلی اش قبول يا رد کنيد. پس بايد با تمام وجود به شخصيت او آگاهی يابيد؛ و بدانيد روابط عاطفی قبل از ازدواج، باعث شناخت بيشتر فرد مقابل نميشه، بلکه اگر اين رابطه عاطفی باشه، حتی به شناخت واقعی شما آسيب جدی میرسونه.

به طور مثال، ديدار دو جوانی که يکديگر رو دوست دارند در پارک، برای گفتگو درباره ازدواج، ديداري غيررسمی و به هر حال، عاطفی يا نيمه عاطفيه.

در اين نوع ديدارها، نگاه‌های عاشقانه، جملات محبت‌ آميز و… باعث تشديد احساسات در شخص شده و مانع از ديدن تفاوت‌های روحی و رفتاری يکديگر ميشه. و بر عکس، با وجودی که جلسه خواستگاری، اطلاعات کاملی به طرفين نميده، اما ديدار دو جوان در محيط خانواده، مانع از برخورد احساسي با مسئله ازدواج میشه. چون در يک ديدار رسمی، نگاه عقلانی، بيشتر ميشه، و فرد تفاوت‌ها رو منطقی تر بررسی ميکنه.

گاه در جلسات مشاوره، افرادی مشاهده میشوند که چندين سال ارتباط عاطفی نزديک با هم داشته‌اند و با هم ازدواج کرده‌اند، اما زندگی شان دوامی نداشته. زيرا احساسات مانع از شناخت درست شده بود و پس از رفتن زير يک سقف تفاوت‌ها سر برآورده و خواستار جدايی ميشن.

باور کنيد عشق حادثه نيست که با ديدن او به يکباره ديوانه و شيدا شويد. عشق مثل يک بذر است، اگر هم اکنون آن را کاشتيم:

1.مدتی طول میکشه که جوانه بزنه؛ اين مدت را شناخت عقلی مي‌نامند.

2.مدتی طول میکشه تا با مراقبت‌های شما تبديل به درختچه بشه؛ و اين مدت روزها وسال‌های اول زندگی و عقد است.

3.مدتی طول میکشد که درختچه زندگیتان، با مراقبت‌های بيشتر به درخت تنومندی بدل گردد که هيچ باد و طوفانی آن را از بين نبرد.

 بی احساس بودن قبل از ازدواج

گاهی با اشخاصی رو به رو ميشيم که به جنبه احساس و عاطفه توجهی نمیکنند. اصلا سيستم عصبی روح و روان آنان محبت رو درک نمیکنه. اين گونه افراد به طور قطع در ازدواج، هم به خود و هم به همسر آسيب روحی و روانی ميرسونن.

در روابط زناشويی بلوغ عاطفی و درک زيبايی، به هم وابسته‌اند. موضوع زيبايی، در ميان پسران اهميت بيشتری داره. زيبايی در ميان ايشان، دو مشخصه داره:

1.زيبايی عمومی، يعنی شخص بهنجار و متناسب باشد.

2.زيبايی وجودی، از اين زيبايی به دلنشينی نيز تعبير میشود.

به بيان ساده‌تر، هر فردی به يک تيپ خاصی علاقه دارد. يکی لاغر اندام و ديگری چاق را مي‌پسندد. يکی پوست سبزه و ديگری سفيد را دوست میدارد. درک زيبايی، منوط به بلوغ عاطفيه.

دربحث سن ازدواج  تعدادی از بلوغ های لازم برای ازدواج مطرح شد که بلوغ های جسمی وعقلی وعاطفی بودن حال به ادامه ی بلوغ ها میپردازیم:

4.‌ بلوغ اجتماعی

رشد اجتماعی، به رشد عقلی و عاطفی مرتبطه. انسان دارای چهار دنيای اجتماعيه: خانواده، مدرسه، شغل و دوستان

که فرد رو بايد از نظر اجتماعی در اين اجتماعات مورد ارزيابی قرار داد. شخص دارای رشد اجتماعی، روابط اجتماعی رو بهتر درک میکنه، به ديگران احترام ميذاره، حقوق ديگران رو محترم ميشماره؛ و نقش، وظايف و مسئوليت‌های مربوط به خودش رو به نحو احسن، انجام ميده. چنين فردی محيط زندگی و اجتماع خودش رو خوب میشناسه، به ارزش‌ها و فرهنگ جامعه احترام ميذاره؛ و رفتار خويش را با ارزش‌ها و رفتار مطلوب در خانواده، مدرسه و جامعه، تطابق ميده؛ ضمن آن که در فعاليت‌های اجتماعی نيز مشارکت داره و مسئوليت‌پذيره.

 

5. بلوغ اخلاقی

از شرايط لازم برای ازدواج، رشد اخلاقی است.

اخلاق، مجموعه‌ای از آداب و رسوم، عادات و الگوهای رفتاريه که با معيارهای مطلوب گروهی که انسان با آن زندگی ميکنه، تطابق داره؛ و البته الگوهای اخلاقی در هر جامعه‌ای متفاوته. رعايت اخلاقيات در زندگی زناشويی منجربه سعادت و معنويت ميشه. علمای اخلاق و انبياي الهی، جامعه رو از آنچه که هست به سوی آنچه که بايد باشه، سوق ميده.

بسياری از امور و مسائل زندگی زناشويی، در چهارچوب اخلاق و فضايل اخلاقی قابل حله و هر اندازه زن و شوهر دارای اخلاق و رفتارهای پسنديده‌ای مانند: صداقت، گذشت، درستی و فداکاری و… باشند، زندگیشان از سلامت و آرامش بيشتری برخوردار خواهد بود.

اخلاق آموختنی است؛ و يادگيری ارزش‌های اخلاقی، از سه طريق اتفاق می افتد:

  1. پاداش و تنبيه.
  2. تقليد ناخودآگاه از افرادی که فرد با آنها زندگی کرده و ايده آل‌ های او را تشکيل میدهند.
  3. از طريق تفکر، انديشه و تعمق درباره پيامدهای رفتار و نتايج رعايت اصول اخلاقی در موقعيت‌ های مختلف.

پس ترديدی نيست که اخلاق را بايد يکی از مهم‌ترين معيارها و شرايط ازدواج به حساب آورد