همانطور که گفتیم طلاق عاطفی علل مختلفی داره حال به بررسی علل روحی که سبب اصلی آن در محیط زندگی فرد هست رو ذکر میکنیم:

توقعات نامحدود زن یا مرد :

گسترش دامنه توقعات غیر معقول زوجین از همدیگه از عوامل زیانبار دیگریه که میتونه گرمی رو از کاشانه زوجین از بین ببره. پس باید از عالم رؤیا و پندار بیرون بیان و طرف مقابل خود را به خوبی درک کنند، و در حدودی که ممکنه از شریک زندگی خود توقع داشته باشن.

حاکم شدن روح تجمل پرستی و اسراف بر خانواده ها :

عامل مهم دیگه ای که مخصوصا زنان را در یک حالت نارضایتی دائم نگه میداره، و با انواع بهانه گیری ها راه طلاق و جدایی رو صاف میکنه. روحیه مد گرائی و چشم و هم چشمی حاکم بر روحیات شان است.

خساست:

اگر زن يا مرد خسيس باشه در اين حالت زندگی هم از نظر روانی و هم از نظر رفاهی برای دو طرف شرايط سختی خواهد داشت.

 عصبانيت ، پرخاشگري و خشونت:

زن يا مرد عصبانی زندگی رو بر ديگری دشوار میسازه. حساسيت های بی مورد و پرخاش و توهين و بي احترامی صفات مذمومی هستند که علاوه بر آنکه طرف مقابل رو ناراحت ميکنه، به خود شخص نيز زيان ميرسونه. در چنين مواقعی بايد آرامش خود را حفظ کرد، آنگاه خشم همسر را آرام و توجه او را به امور ديگری جلب نمود و برای پالايش روانی او گفتگويی دو نفره انجام داد تا وی با بيان ناراحتی ها آرام بگيره.

پرخاشگری به رفتاری اطلاق میشه که هدفش اعمال صدمه و رنج باشه. شوهری که از زنش مرتبا انتقاد ميکنه و به او غر ميزنه. هر يک از اين رفتارها بخشی از عناصر يک رفتار پرخاشگرانه بوده و موجب از هم پاشيدگي بنياد زندگي زناشويی ميشه خشونت وعکس العمل های زننده و شديد چه از طرف زن و چه از طرف شوهر قدرت تحمل طرف مقابل رو تضعيف ميکنه و زندگي رو برای هر دو مشکل ميسازه. در خانواده اي که خشونت حاکمه، عاطفه و رفتار انسانی رخت برمی بنده و محيط تربيتی نامناسبی از نظر تربيت فرزندان ايجاد ميشه.

دورويی :

زن و مردی که با دو شخصيت متفاوت با هم مواجه شوند و در ظاهر و باطن يک رنگ نباشند، زندگی مطلوبی نخواهند داشت. زندگی ای که درآن صداقت و صميميت نباشه، اعتماد و اطمينان از آن میره و اضطراب و تزلزل روانی بر آن حاکم میشه.