در باب یکم، دو عنوان رو گفتیم و حالا به ادامه ی موضوع میپردازیم:
سوم اینکه انتقاد باید کوتاه و خلاصه باشه.
اگر طرف مقابلتون از نظر هوشی و فکری، یک فرد معمولیه، دلیلی نداره که برای نصیحت کردن و انتقاد از وی، زمانی طولانی مشغول حرف زدن و توضیح دادن به او باشید.
چون اگرشما چند ساعت پشت هم با یک نفر مشغول حرف زدن باشی و توضیح بدی، مطمئنا طرف مقابل خسته میشه، و حتی ممکنه لجبازی کنه. و وقتی شروع به لجبازی کنه اصلا به حرف های شما فکر نمیکنه و درنتیجه اصلا متوجه نمیشه که حق با شماست.
پس حتما هم کوتاه حرف بزنید و هم بهش مهلت بدید روی حرفاتون فکر کنید.
و بلافاصله بعد از انتقاد کردن از طرف مقابلتون انتظار معجزه نداشته باشید.
چهارم اینکه به جای انتقاد، پیشنهاد بدید.
مثلا میخوای به طرف مقابلت بگی که چقدر بد اخلاقی یا بگی ازبداخلاقی هایت خسته شدم.
حالا این جمله رو در غالب پیشنهاد بهش بگو:
به نظر شما، اگر با من با آرامش صحبت کنی، حرف های شما روی من تاثیر بهتری نداره؟
با گفتن این جمله طرف مقابل به جای لجبازی کردن، تحت تاثیر قرار میگیره و روی حرفاتون فکر میکنه و آرام میشه، و مطمئنا آرام آرام خوش خلق میشه.