تشکیل شخصیت مستقل کودک، از دو سالگی آغاز میشه. از همین سنه که کودک میخواد وجود خودش رو به صورت مثبت یا منفی به اطرافیان بفهمونه.

تعریف شخصیت الهی

در درجه ی اول، شخصیت و استقلال خانواده و در درجه ی دوم، جامعه، در شکل گیری شخصیت کودک بسیار مؤثرن؛ چون طبیعت انسان به گونه ایه که عقل او امور عقلانی و استدلالی رو به سرعت میپذیرده و در برابر آن خاضع میشه، ولی باور کردن آن امور توسط نفس و راسخ شدن در روح و به عبارت دیگر نفسانی شدن برای انسان، نیاز به استمرار و مداومت داره.

بی جهت نیست که امامان معصوم شرط استقرار ملکه ای برای نفس رو ماندن شخص در آن درجه به مدّت چهل روز دانسته اند.

در جهت منفی نیز مداومت انسان بر یک صفت بد، کم کم به صورت عادت بد و ملکه ی رذیله ای ظاهر میشه.

استمرار و مداومت تماس روح با کلمات حق، باعث الهی شدن روح میشه و الّا این امر از طریق استدلال و عقل به دست نمیاد.

امام علی(ع) در این باره می فرماید:

خوبی اخلاق، دلیل کرامت ریشه ها است.(غررالحکم،ح۴۸۵۵)و(عیون الحکم والمواعظ،ص۲۲۸،ح۴۳۹۷)

هنگامی که ریشه ی مردی با کرامت شد، حضور و غیابش نیز با کرامت است.

بر شماست که نیاز به تشکیل خانوادة خود را از نفس های شریفِ صاحب ریشه¬های پاک بخواهید که آن [حاجت] نزد آنها ادا می شود و [اظهار آن] نزد آنها شایسته تر است.

همچنین امام صادق(ع) فرمود: خوشا به حال آنکه مادرش عفیف بود.

و امیر مؤمنان(ع) در نامه ی تاریخی خود به مالک اشتر توصیه می کنند که با افراد خانواده دار و اصیل مرتبط باش و از آنها در اداره ی کشور کمک بگیر.

آرامش در محیط خانواده، اوّلین قدم در تربیت دینی

اگر تربیت رو به نقشی که نقاش بر لوحی می کشد ترسیم کنیم تا لوح ثابت و آرام نباشه، هرگز هنر نقاش فایده ای در به وجود آمدن یک اثر هنری زیبا نداره.

در فرهنگ دینی اضطراب همان زلزله ی روحیست که بنا بر شدّت و ضعف و یا عمیق و سطحی بودن موج انفجار آن در لایه های روحی انسان میزان تخریب آن متفاوته، عصبانیت، بداخلاقی، پرخاشگری، فحاشی، عجله های دائمی و حتی میل به سرعت بی هدف و موضوعیت قرار گرفتن سرعت و عجله در هر کار و موارد دیگری از این قبیل، همگی مصادیقی از اضطراب اند.

امیرمؤمنان علی(ع) عصبانیت را به جنونی تشبیه می کنند که در یک لحظه در فضای روان انسانِ مضطرب منفجر میشه و او را دیوانه وار به کارهای تخریبی و غیرعاقلانه وامیداره و عوارضی را که هر یک فاجعه ی بزرگ تریست رو به بار  میاره، عکس العمل هایی مثل تحقیر، تغییر، تهمت و بهتان، قهر و بداخلاقی با دیگران پیامد زلزله ی روحی است که کدورت آن نه تنها در فضای درونی انسانِ مضطرب، بلکه در محیط زندگی و اطرافیان او ظاهر میشه و همانطور که هرگز انتظار کمترین اثر تربیتی رو در وجدان انسان مضطرب نباید داشت در فضا و محیط خانواده ای که والدین مضطرب و عصبانی سکان دار آن هستند نباید انتظار تربیت فرزندان آرام و سلیم النفس رو داشت.

بحث پیرامون ریشه های اضطراب در مباحث روان شناختی فراوان طرح شده، امّا از دیدگاه معرفت النفسی و اینکه اضطراب از کدامین لایه ی مراتب انسانی برمی خیزه و درمان اساسی آن در فرهنگ قرآن و کلمات اهل بیت چیه؟ کمتر به آن پرداخته شده. و لذا در این گفتار به اختصار به مبانی انسان شناختی اضطراب اشاره میکنیم.

انسان در فرهنگ دینی موجود تک بُعدی نیست، ابعاد وجودی انسان در مراتب طولی و عرضی به حدّی گسترده است که گستره ی جامعیت آن به گستره ی تمام نظام هستی است.

بنابراین اصلی ترین واولین گام در درمان اصلی اضطراب و به دنبال آن افسردگی های مزمن و یا درمان حزن و اندوهی که شادی و نشاط زندگی را میبره همگی با آزاد کردن روح انسانی از بند تعلقات و خواستگاه های حیوانی نفس و در یک کلام حبّ دنیا است، چنان که امیرمؤمنان علی (ع)در کلام کوتاه و عمیقی، زندگی انسان ها در دنیا را به کاروانی تشبیه می کند که چه بخواهند و چه نخواهند برده می شوند و روزی  پیمانه ی عمر آن ها پر می شود، با این تفاوت که گروهی خود را به دنیا می فروشند و با ده ها بند و تعلّق، چشم از دنیا فرو می بندند و در قیامت دست حسرت بر  فرصت های از دست رفته می گزند و گروه دیگر خود را از دنیا آزاد می کنند و خندان و شاد چون مرغ ملکوتی به جایگاه اصلی خود باز می گردند.

امام علی(ع) فرمود:

دنیا محل عبور است و نه استقرار و انسان ها در آن دو گروه اند، گروهی که خود را به دنیا فروختند و هلاک کردند و گروه دیگر که خود را از دنیا خریدند و آزاد کردند.