راستی سن ازدواج، تا چند سالگيه و از چه سنی بايد به فکر ازدواج بود؟

هر چند اين سن در فرهنگ‌های کوچک و بزرگ به خاطر تفاوت، نيازهای خانواده‌ها متفاوته ولی در جواب بايد گفت: از سنی که بلوغ حاصل بشه. حال بلوغ انواع و اقسامی داره از جمله:

1.‌ بلوغ جسمانی

در شناخت ميزان رشد جسمانی دختر وپسر، بايد ارتباط و همبستگی ابعاد گوناگون رشد و همچنين رابطه رشد جسمانی با عوامل روان‌ شناختی رو در نظر گرفت. به بيان ديگه، بين رشد جسمانی و سازگاری های روانی اجتماعی فرد، ارتباط نزدیکی وجود داره. یعنی کسی که از نظر جسمی به رشد کافی نرسیده ، يا ضعف‌هايی داشته باشه، بدون ترديد ضعف و عدم تناسب رشد او درتقابل با شخص مقابلش به عنوان همسر، بحران‌های روانی بسيار زيادی رو ايجاد میکنه.

رابطه زناشويی براي اين شخص و همسرش همراه با اضطراب از آسيب جسمی است؛ و اين اضطراب‌ها در نطفه و روح و روان فرزند به طور چشم‌گيری مؤثر خواهد بود. گاهی نيز مشکل عدم بلوغ جسمی نيست، بلکه عدم تناسب جسميه؛ مرد، بلند قد و تنومنده و همسرش کوتاه قد و ظريف و از اين قبيل ناهماهنگی ها که به طور قطع، آسيب‌هاي روانی و جسمی در روابط زناشويی خواهد داشت.

بلوغ جسمی را میتوان از دو جنبه مورد نظر قرار داد:

الف) به صورت فردی: خودتان و او را بررسی کنيد که آيا از نظر جسمی به رشد معمول و طبيعی رسيده‌ايد؟

ب) به صورت مقايسه با يکديگر: بررسي کنيد که آيا تناسب بين وضعيت جسمی شما و ايشان وجود دارد؟

2. بلوغ عقلی

رشد عقلی، مجموعه فعاليت‌ های فرد که به ادراک، فهم، تشکيل مفاهيم، بررسي معانی، تفکر و تعقل، پيش‌بينی و استنتاج، برنامه‌ريزی، تعيين هدف و انتخاب راهبردهای مناسب را شامل ميشه

انديشه، ديدگاه و نگرش فرد نسبت به زندگی، جنبه عقلانی شخصيت فرده. رشد فکری، پس از بلوغ جسمانی رو به تکامل ميره. پس از بحران‌های بلوغ، فرد، استعدادها، توانايی ها و امکانات محيطی خودش رو بهتر ميشناسه؛ و نسبت به شخصيت خود، آگاهی بيشتری میيابد. در نتيجه، تصميماتی که اتخاذ میکنه، از عقل نشأت میگيرد و نه از احساسات.

عقل آن چيزيه که راه ضلالت رو از خوشبختي تميز ميده؛ و عاقل کسيه که هر کاری رو در جای خود انجام بده.

در ادامه اين موضوع بايد گفت: کسي عقل ازدواج داره که:

  •   از مسائل درک و فهم بهتری داره، پس ميدونه که چرا ازدواج ميکنه.
  • در زندگي داراي هدفه، پس بيراهه نميره.
  • براي رسيدن به هدف خود در زندگی برنامه‌ريزی میکنه، پس دچار روزمرگی نميشه و خود برای زندگی اش، تصميم میگيره.
  • در تصميم‌گيري‌های خود بيشتر تابع عقله نه احساسات، پس قبل از انتخاب، عاقلانه فکر میکنه و احساس رو برای بعد از آن ميذاره.
  • انتظاراتش از خود و ديگران واقع‌بينانه است، پس دنبال آرزوهای دور و دراز نمیرود و در رؤيا زندگي نمیکند.
  • توانايی حل مسائل رو داره، يعني درباره هر مسئله می انديشه و راه‌های حل آن را مورد ارزيابی قرار ميده، پس هيچ‌گاه نااميد نميشه.
  • از خود و محيطش شناخت داره، پس هميشه سعی میکنه زود قضاوت نکنه؛ و با شناخت بيشتر تصميم بگيره.
  • در مواجهه با مشکلات، موضع‌گيري‌های صحيح و اصولی داره. پس به جای فرار از مشکلات و يا ناديده گرفتن آنها، سعی میکنه تا با آنها برخورد اصولی کنه.
  • فردی که مسئوليت‌پذيره، مسئوليت تصميمات، اعمال و رفتارش رو بر عهده میگیره، حتی اگر اشتباه کرده باشه.
  • بر رفتار کودکانه خويش غلبه میکنه، مطابق سن و رشد خود عمل میکنه و بلوغ عقلی داره. پس در مقابل اشتباه‌های ديگران برخورد منطقی میکنه.

 

 

  1. 3. بلوغ عاطفی

انسان موجودی چند بعدی و در عين حال بسيار پيچيده است. با تمامی ارزش‌هايی که برای عقل وجود داره، اما تمام سعادت بشر درگرو تکامل عقل نيست، بلکه سرمايه مهم ديگری به نام عواطف و احساسات، در انسان وجود داره که به اندازه عقل مهمه. انسان به همراهی عقل و عاطفه، راه تعالی وتکامل رو طی میکنه.

رشد عاطفی و احساسی از شرايط لازم برای ازدواجه؛ و داراي محاسن و مزايای بسياری هست:

1.‌ عواطف و احساسات، قدرت محرکه انسانه.

  1. عواطف و احساسات، عامل اتصال و پيوستگی و تلطيف انسان‌ها و جوامعه.
  2. محبت و عواطف از مهم‌ترين عوامل موفقيت در زندگی زناشوييه.
  3. انسان همواره نياز به همراز و همدل را در خود احساس مي‌کنه.
  4. هر کسي بايد شميمی از دوست داشتن و عشق رو درک کنه.

فرد برخوردار از رشد عاطفی، مهار احساسات منفی و مثبت خود رو در دست داره. او در ابراز خشم و ترس، گريه و شادی،‌ محبت و غيره، منطقی عمل میکنه.

رشد عاطفی نيز مانند رشد عقلی، ربطی به سن تقويمی نداره، بلکه به ميزان يادگيری، تجارب فرد و از همه مهم‌تر، به تعامل عاطفی کودک با والدين و ديگر بزرگسالان وابسته است. رشد عاطفی مانند رشد جسمانی از لحظه تولد آغاز میشه و بر اثر تعامل با خانوداه و ديگر افراد جامعه، رشد میکنه؛ پس اکتسابيه.

نکته مهم دررشد و بلوغ عاطفی، اينه که رشد عاطفی به معنای احساساتی بودن نيست، بلکه به معناي کنترل احساساته.ن

آنچه مورد تأييد در اين حوزه است، نه افراط و نه تفريط در موضوع رشد عاطفيه. بلوغ عاطفی از مهم‌ترين مباحثيه که عدم توجه به آن، باعث از هم پاشيده شدن زندگی ميشه.

 

.