با توجه به اصول ، روش ها ی عملی که منشعب از معرفت ومحبت میشه،که نتیجه آن رفتار و ملکات نفسانی، که او را به هدف قرب الهی میرسونه.
درباره روشهای تربیت باید چند نکته رو توجه کرد.
نکته اول اینکه روشهای در واقع میوه و ثمره اصول تربیت هستند.
نکته دوم اینکه روشهای تربیت خیلی زیاده که نمیشه همه اش رو شمارش کرد و درباره همه اش بحث کرد. ما ناچاریم به عنوان نمونه چند مورد رو خدمت شما عرض کنیم که از این نمونه ها میشه بقیه رو هم فهمید؛
نکته سوم نمیشه گفت کدوم روش مطلقا بهتر ه ؛ بلکه بر حسب شرایط موجود و مقتضیاتی که اقتضای تربیت را می کند از جمله شخصیت فرد سطح فکرش، باورهایش، سن اش جنسیت اش و دهها فاکتور دیگه که اینجا تاثیر داره، اینها باعث میشه یک مربی آگاه بهترین روش رو با توجه به شرایط، زمان، مکان و همه جزئیات رو به کار بگیره. و گرنه نمیشه گفت یک روش مثلا روش موعظه که روش ساده ای هم هست و خیلی هم پیچیدگی نداره رو بگیم همه جا میشه به کار گرفت و همه کس می توانند به کار بگیرن.
نکته بعدی اینکه اگر مربی بتونه چند روش رو با هم در آمیزد؛ آمیزه و آمیخته ای از چند روش را با هم به کار بگیره، خیلی موثرتر خواهد بود. مثلا فرض کنید اینکه در عین حال که دارد از روش موعظه استفاده می کند روش تشویق و تنبیه رو هم مد نظر داشته باشه، انذار و تبشیر رو هم چاشنی موعظه اش بکنه. این خیلی بهتر جواب میده.
نکته چهارم اینکه انسان کرامت و شخصیتی داره که ما نمیتونیم برای شناختش دست به هرکاری بزنیم.
.دوم اینکه انسان رو به عنوان فرد بشناسیم. باید بدونیم که انسان ها هر کدام یک پرونده خاصی دارن و در چارچوب همان پرونده خاص باید شناخته شوند.. اینکه انسانها با هم تفاوت دارن. مقدمات ما طولانی شد و خلاصه اش این شد که قبل از اینکه انسان بخواد تربیت رو شروع کنه و روشهای تربیتی رو به کار بگیره، باید آشنا شود با تربیت¬ها و روشهای تربیت.
نکته پنجم شناخت متربّی(تربیت شونده)
متربّی رو باید از دو جهت کاملا شناخت؛ یکی از جهت اینکه متربّی ما انسانه. انسان با بقیه موجودات فرق می کنه. شما درباره انسان نمیتونید به راحتی یک گزاره تربیتی رو تعمیم دهید، بگید همه انسانها چنین اند. نه هر انسانی برای خودش خصوصیاتی دارد. حتی دوقلوهای همسان از هر جهت با هم مساوی نیستند؛ هر کدام برای خودشان مشخصات و مختصاتی دارن.
نکته دوم اینکه انسان ثابت و یکنواخت نیست؛ یک ساعت قبلش با یک ساعت بعدش از زمین تا آسمان فرق می کند. یک ساعت قبلش از سرهنگان سپاه کفر و شرک، دشمن اهل بیت و کشندگان فرزندان اهل بیت است؛ یک ساعت بعدش می شود شهید والا مقام کربلا، حرّ بن یزید ریاحی که در عرض یک ساعت از زمین به آسمان رفت.این خاص انسان است.