موعظه باید به مقتضای حال باشه. هر سخنی جایی و هر نکته مکانی داره. به مقتضای حال سخن گفتن خیلی مهمه؛ موعظه کردن خیلی مهمه.

چون این روش روشی همگانیست که همه کس میتواند به کار بگیرد. تخصص زیادی لازم نداره و معونه زیادی هم لازم نداره؛ اینقدر که مربی نفس پاکیزه و مهذبی داشته باشد و بیان خوبی داشته باشد و شرایط موعظه هم فراهم باشد میتونه از این روش بهره ببره.
موعظه یک کلام و رفتار دلنشینه که بر مخاطب اثر میکنه و دلش را نرم میکند و در راستای هدف تربیت او را حرکت میدهد.
روش موعظه چند تا شرط دارد.
الف) موعظه گر یا واعظ باید شرایطی داشته باشه.
ب) موعظه شونده باید شرایطی داشته باشه .
ج) خود موعظه هم باید شرایطی داشته باشه.
مهمترین شرایط موعظه گر یا واعظ اینه که خودش مُتَّعَظ باشد یعنی رطب خورده نباشد و آنچه میگوید خودش عمل کند و باور داشته باشد.
« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ ».
آنچه میگوید خودش باور داشته باشد و عمل کند و آنچه انجام نمیدهد را نگوید.
« أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنسَوْنَ ».
دیگران را موعظه میکنید و خودتان را فراموش میکنید. نه، این به جایی نمیرسد.

مشکلی دارم ز دانشمند مجلس باز پرس *** توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر میکنند.

کسی که خودش توبه نمیکند نمیتواند دیگران را به توبه دعوت کند. پس نکته اینکه واعظ خودش مُتَّعَظ باشد و ساخته شده باشد و حرف و عملش یکی باشه. نکته دوم آگاهی آن موعظه گر و مربیه. از روی علم و آگاهی سخن بگوید. نکته سوم اینکه قصدش قصد قربت باشد، برای خدا موعظه کند و برای خدا تلاش کند.
مطلب بعدی اینکه موعظه شونده را از خودش بداند و خودش را از او بداند. در دو جبهه متقابل نباشند بلکه دست به دست هم و در کنار هم باشند.
موعظه گر باید شرایط دیگر هم داشته باشد مثلا فصیح و بلیغ باشد. اگر موعظه گر این شرایطی که من گفتم داشته باشه.
موعظه شونده هم باید شرایطی داشته باشه.
اول اینکه باید موعظه گر را باور داشته باشد.
دوم اینکه مشکل خودش را باور داشته باشد؛ باور داشته باشد که این بیماری اش باید درمان شود؛ باور داشته باشد که باید تربیت شود.
سوم اینکه از لحاظ حالات روحی و روانی در شرایط مساعد باشه؛ علاوه بر اینکه حالت پذیرش داشته باشد، شرایط روحی و روانی¬اش هم در شرایط مساعد باشد. که آنها باز خودش بحث مفصل تری میخواهد.
موعظه هم باید شرایطی داشته باشد.
اول اینکه مستدل، مستند و برهانی باشد. حرف بی دلیل و سخن گزاف نباشد.

دوم اینکه حتی المقدور پنهانی و شخصی باشد نه در حضور جمع. مثلا اگر در حضور جمع به فرد بگویید تو فلان عیب و فلان عیب را داری باید این عیبها را برطرف کنی. او شخصیتش خورد میشود باعث ننگ و عارش میشود. آبرویش پیش همه میرود. نه؛ شخصی و خصوصی به او بگویی.
نکته بعدی اینکه خوشتر آن باشد که سرّ دلبران گفته آید در حدیث دیگران.
قرآن از این کارها زیاد کرده است. در نهج البلاغه هم داریم که کسانی که چنین اند چنان خواهند شد. این موعظه است منتها موعظه ای که به کسی بر نمیخورد چون شخصی رو مشخص نکردید. در قالب بیان دیگران گفته شده. درباره دیگران گفته شده. این هم از شرایط موعظه است. البته شرایط دیگری هم داره. به هر حال این روش روش مطلوبیه و خوب جواب میده و خیلی آسانه و همه کس میتوانند به کار بگیره و همه جا میشود به کار گرفت و این روش رو میشه با روش های دیگر درآمیخت که نتیجه بهتری هم خواهد داد.