این روش مبتنی بر این اصله که یکی از مهمترین احتیاجات و نیازهای انسان، نیاز به محبته. این احتیاج شاید خیلی از نیاز انسان به آب و غذا و چیزهایی از این قبیل، ضروری تر و مهمتر باشه تا جایی که کمبود محبت باعث عقده های روانی بسیار بد و شدید و ناهنجاری¬های رفتاری فراوانی خواهد شد. چون انسان تشنه محبته، نیازمند محبته. میشه از این قاعده و از این نیاز انسان استفاده کرد و روشی رو طراحی کرد که ما اسمش رو می گذاریم روش محبت. اگر به فرد اظهار محبت بشه؛

                    با محبت خارها گل می شود    ***     با محبت سرکه ها مل می شود.

با محبت همه کاری رو میشه کرد. بسیاری از کارهای سخت تربیتی رو با استفاده از این روش میشه تحقق بخشید که شاید از روشهای دیگر نشود استفاده کرد. البته هیچ اشکالی نداره که ما چند روش رو در هم بیامیزیم. موعظه که میکنیم با محبت موعظه کنیم نه با خشونت و سرزنش و دشمنی. تکریم شخصیت همراه محبت باشد. هیچ اشکالی نداره. فعلا موضوع بحث ما روش محبته.

به این صورت که متربّی که تشنه محبت است مخصوصا از طرف مربی اش که دوستش داره و برایش اهمیت قائل است این نیاز متربّی رو پایه قرار دهیم برای پیشبرد آن امور تربیتی که مد نظر ما هست.

اینجا چند نکته در ابراز محبت باید مورد توجه واقع بشه. 

نکته اول اینکه محبت باید حقیقی باشه نه تصنعی؛ 

ضمن اینکه تصنعی بودنش از نظر شرع اصلا قابل قبول نیست. حقیقتا از لحاظ روانی هم آثار مثبتی نخواهد داشت اگر انسان بخواد تصنعا اظهار محبت کنه. محبت باید واقعی باشه. اینکه چطور میشه که مربی نسبت به متربّی اش محبت داشته باشه بحث دیگریست. به هر حال محبت باید تصنعی نباشه؛ حقیقی باشه.

پس نکته اول رو تکرار می کنم: محبت حقیقی باشه نه تصنعی. چون محبت تصنعی فایده که نداره بلکه ضرر هم داره و متربّی هم میفهمه. شما نگید متربّی متوجه نمیشه؛ حتما میفهمه. هم در شرع در اسلام تاکید شده که محبت، محبت واقعی باشه و هم به لحاظ علمی به هر حال آنچه که انسان در درون داره نمیتونه کاملا پنهان کنه؛ آشکار میشه. نفاق اینجا جواب نمیده.

نکته دوم اینکه محبت باید به مقتضای حال باشه. 

اگر پسر باشد جنس محبت با دختر فرق میکند. اگر کودک باشد با نوجوان و جوان فرق میکند. مطابق مقتضیات حال ، زمان ، مکان و شخص ما محبت رو داشته باشیم.

نکته سوم اینکه محبت باید ابراز شود.

محبت یک امر قلبیه؛ مادامی که در قلب است طرف چه میداند که شما دوستش دارید. من از قلب شما چه خبر دارم. این محبت باید ابراز بشه. در روایت داریم اگر کسی به خانمش و همسرش بگوید من تو را دوست دارم این گفته تا آخر عمر از دلش بیرون نمیرود. محبت را اظهار کنیم و به صرف محبت قلبی بسنده نکنیم.

نکته چهارم  به متربّی بفهمونیم این اظهار محبت ما به خاطر آن کار خوبیست که انجام داده. 

یعنی آن سوژه تربیتی که ما به خاطر آن، اظهار محبت کردیم آن را آشکار کنیم. چون گاهی ما محبت میکنیم اما اگر متربّی نفهمه، فکر میکند به خاطر آن خصلت بدش به او محبت کرده ایم. فرض کنید اگر دروغ گفته است و کار مثبتی هم انجام داده و ما به او محبت کردیم؛ خیال میکنه به خاطر آن دروغش به او محبت کرده ایم. مشخص کنیم که این محبت در چه سوژه¬ای بوده. آن سوژه محبت چه چیزی بوده. اشتباه نکند که محبت رو به جای دیگری منتقل کند.

نکته پنجم  اینکه در محبت افراط و تفریط نباشه. 

تفریط همان بی محبتی میشه و باعث عقده حقارت میشه؛ عقده هایی به وجود میاد که از نظر تربیتی خیلی هم خطرناک و گزنده است. آن فقدان محبت و کمبود محبت در بچه ها پیش می آید. اینکه گفته اند بچه های طلاق غالبا دچار ناهنجاری رفتاری میشوند به خاطر کمبود محبتیست که از پدر و مادر دارند. همین طور گفته اند به یتیمان بیشتر محبت کنید. در اسلام زیاد داریم که اگر کسی دستی به سر یتیم بکشد به ازای هر مویی که از زیر دستش میگذرد چقدر ثواب برایش نوشته میشه. برای اینکه آنها بیشتر دچار فقدان و کمبود محبت می-شوند. هم تفریط محبت مشکل دارد و هم افراطش مشکل دارد.

افراط در محبت باعث میشه که آن متربی، آن بچه خیلی وابسته بار بیاید. حتی گاهی لوس بار بیاید که نشود کاریش کرد. یا متوقع و نازپرورده بار بیاد. از آن طرف هم آثار سوئی داره که باید کنترل شود. محبت باید از افراط و تفریط به دور باشد.

نکته ششم  اینکه محبت برای خصلتهای خوبش باشد نه به خاطر آنچه که در اختیار خودش نیست. 

مثلا ما اظهار محبت کنیم به خاطر اینکه چهره زیبایی داره. این اصلا جنبه تربیتی نداره. یا اظهار محبت کنیم به خاطر اینکه مرده یا به خاطر اینکه زنه. بله دختر احتیاج به محبتهای ویژه ای دیگری داره؛ پسر هم نیاز داره. آن یک حرف دیگریست. اما اگر به خاطر آن خصوصیات جسمی و خصوصیات غیر ارادی اش که ربطی به تربیت نداره، محبت آنجا فایده ای نداره. محبت باید به خاطر خصلت های ارادی و اختیاری اش باشد که در قلمرو تربیت می گنجد و تحت عنوان تربیت می شود از آن یاد کرد.