روش قصه گویی  

یکی از روشهای تربیت که از همان دوران کودکی، از یکی دو سالگی این روش رو میشه به کار گرفت تا دوران پیری، روش قصه گوییه که قرآن به این روش خیلی توجه داره. ماجرای گذشتگان را، خوبها و بدها را نقل می کند تا تربیت کند. « لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِّأُوْلِي الأَلْبَابِ ».  قصه ها را نقل می کند برای تربیت؛ برای اینکه انسانهای عاقل پند و عبرت بگیرند.

در نهج البلاغه در نامه ۳۱ که نامه تربیتی است و منشور تربیت اسلامی است که امام امیرالمومنین (ع) به امام مجتبی (ع) نوشته است، یک دائرة المعارف تربیتی است.  در آن نامه دارد که فرزندم گر چه من عمر زیادی نکردم اما با مطالعه تاریخ گذشتگان و درس گرفتن از آنچه که بر آنها رفته به اندازه همه عمر تاریخ گویا من عمر کردم. عمر حضرت فرض کنید شصت سال بوده است زمانی که آن نامه را نوشته است. اما حضرت می-فرماید من اندازه هزاران سال گویی عمر کردم چون همه آن تجربیات را مد نظر خودم داردم. قرآن به اعتبار این تربیت کنندگی که نقل داستانهای گذشتگان دارد خیلی به نقل آنها اهتمام ورزیده است. « نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ ».  بهترین قصه ها را نقل می کند تا تربیت کند. عرض کردم این روش را می شود از همان دوران کودکی از سنین یکی دو سالگی می شود به کار گرفت تا آخر.

قصه هایی که میشه برای تربیت از آن بهره برد به دو قسم تقسیم میشه. یکی نقل ماجراهای حقیقی، آنچه که اتفاق افتاده. این را قرآن کرده همینه که آنچه که اتفاق افتاده رو می گه حالا چه خوب و چه بد.

روش دوم اینکه؛ داستان ساخته بشه که همان رمان باشه. رمان هم خودش داستانه منتهی داستانی که مبنای خارجی و واقعی نداره؛ خود آن نویسنده یا گوینده یا فیلم ساز تخیلات خودش رو در قالب ماجرا و داستان منعکس می¬کنه. این هم علی القاعده اشکال نداره منتهی باید مراعات شود که به داستان های واقعی نزدیک باشه و اهداف باید اهداف تربیتی باشه و حتی المقدور از آن بد آموزی هایی که به طور طبیعی در این داستان ها هست پرهیز بشه. البته این اختصاص به رمان ها نداره، در همان داستان های واقعی هم باید دقت بشه که بدآموزی هایش حذف شود یا به نحوی بیان شود که بد آموزی نداشته باشه.