مبنای این روش اینه که انسان ذاتا دارای شخصت هست و اصلش اینه که این شخصیت باید حفظ شود و باید متربّی به این شخصیت توجه داده بشود. باید بدونه که چه شخصیت بزرگی داره، باید بدونه که نفس کریمی داره. روش اینه که ما این کرامت ذاتی رو مبنا قرار دهیم و به متربّی توجه دهیم که تو چنین گوهر گرانبهایی هستی نباید با خلاف و بی تربیتی خودت رو ارزان بفروشی. به این صورت که نقاط برجسته شخصیتش رو پیدا کنیم و به او گوشزد کنیم؛ این کاریه که قرآن زیاد کرده.
در آیه ۱۱۴ سوره توبه و هم در روایات به آن زیاد توجه شده که ارزش تو بینهایت است نباید خودت را ارزان بفروشی.
مولا امیرالمومنین فرمودند «لیس لانفسکم ثمن الا الجنة ألا فلاتبیعوها الا بها». ارزش شما بهشت است یعنی بینهایت است. بینهایت نعمت و لذت و خوبی؛ آگاه باشید که خودتان را به کمتر از بهشت نفروشید. این ارزش رو اگر انسان متوجه نشه خودش رو خیلی ارزان میفروشه. ما متربّی رو به این ارزشی که داره آگاه کنیم. تو که چنین انسانی هستی، تو که این خوبی ها را داری می¬توانی این مشکل را هم برطرف کنی. یعنی خوبیهایش را، بزرگواری هایش را، کرامتهایش را، مبنا قرار بدیم تا آن نقصش رو برطرف کنه. این روش میشه روش تکریم شخصیت.
امیرالمومنین میفرمایند هر کس احساس کرامت نفس کرد، احساس شخصیت کرد دیگر با گناه شخصیت خودش رو خوار نمیکند. بی تربیتی ها، بزهکاری ها، ناهنجاری ها عمدتا و بلکه کاملا معلول اینه که انسان خودش رو نشناخته ؛ لذا خیلی ارزان میفروشد. اگر آن ارزشهای واقعی خودش را درک می کرد، اگر انسانیت و آن شخصیت بزرگ خودش رو مشاهده می کرد، هرگز با ناهنجاری، هرگز با گناه آن شخصیت را زیر پا نمی گذاشت. این فرمایش آقا امیرالمومنین می فرماید «من کرمت علیه نفسه لم یهنها بالمعصیة». چنین انسانی همه دنیا در مقابلش کوچک است. «من کرمت علیه نفسه هانت الدنیا فی عینه». باز از خود مولاست که هر کس عزت نفس پیدا کرد کل دنیا در مقابلش خوار و سبک است.
از امام سجاد (ع) داریم «من کرمت علیه نفسه هانت الشهوات فی عینه». هر کس کرامت نفس پیدا کرد شهوتها و آن هوسرانی ها در نظرش خوار و کوچک می شود. این می شود تربیت. این می شود اصلاح کردن.
از آن طرف اگر انسان شخصیت خودش روا از دست داد؛ حالا یا ما شخصیتش رو کوبیدیم و له کردیم یا خودش نشناخت آن ارزشها و عظمتها و سرمایه های گرانسنگی که شخصیت انسانی و کرامت نفس اش باشد؛ این همه بی تربیتی ها رو داره. دیگر سراسر میشه شر و بزهکاری و ناهنجاری. امام هادی (ع) فرمودند «من هانت علیه نفسه فلاتامن شره». هر کس عزت نفس نداشت و به شخصیت خودش اهانت کرد و شخصیت خودش رو زیر پا گذاشت، تو از شرش ایمن نباش؛ او سراسر شر است.
پس این هم یک روش خوبی شد که ما شخصیت متربّی رو به او گوشزد کنیم، نقاط برجسته شخصیتش رو به او متذکر شویم و خیلی راحت هم میشه پیدا کرد. این رو مبنا قرار بدیم و بگیم تو که اینقدر عظیمی، تو که اینقدر بزرگی، تو که این همه سرمایه ها را داری نباید این سرمایه ها را به آسانی از دست بدهی. می توانی این نقایصی را هم که داری جبران کنی.
آن کسی که شخصیت خودش رو زیر پا گذاشته سراسر شر است. انسان نمیتواند از شر او ایمن باشد. پس خلاصه این شد که ما نقاط قوت متربّی را پیدا کنیم. اول به او شخصیت دهیم. واقعا انسان کریم است و بزرگ است. انسان اشرف مخلوقات است. این امتیازات را، این فضائل ذاتی را به او گوشزد کنیم. به طور شخصی هم چند مورد از امتیازات و از خصوصیات مثبتش رو کشف کنیم و به او متذکر شویم. این رو اساس قرار دهیم برای تربیتش. تو که در این زمینه اینقدر خوبی این عیب کوچک رو هم میتونی برطرف کنی. اینکه تو همه چیزت خوبه زمینه رو کاملا مساعد می کنه برای پذیرش حرف مربی. این روش خیلی ساده است و خیلی خوب جواب میده؛ مخصوصا در بین کودکان و نوجوانان که بیشتر نیاز به شخصیت دادن نیاز دارند البته این تا پیری هم ادامه داره. مبنای این روش چیه؟ همان کرامت ذاتی انسان. اصل این روش اینه که باید شخصیت متربیان رو حفظ کنیم. شخصیت رو باید برجسته کنیم. فضا سازی و اینکه این روش رو با روش موعظه هم بیامیزیم. بعد از اینکه نقاط مثبت رو به متربّی گوشزد کردیم، شروع کنیم به موعظه کردن. حیف نیست که انسان بخواد این ارزش ها رو از دست بده. این بچگی نیست که انسان فرض کنید یک جواهر رو بخواد مفت از دست بده. و چیزهایی از این قبیل. تو خانم این زیبایی هایت جواهریه. این زیبایی های تو ارزش های توست. حیف نیست که این را در معرض دید هر هوسران و هر شهوتران و هر کس و ناکس و هر لاابالی و هر بی سر و بی پایی قرار بدی .
از اینجا به بعد جای موعظه است که هنر مربی رو میخواد که موعظه رو با این روش تکریم شخصیت بیامیزد که آن وقت بسیار موثرتر هم خواهد شد.