روش دومی که روش خوبیه و خوب جواب میده مخصوصا در خانه، روش الگوییه. اینکه مربی خودش رو اسوه و الگوی فرد قرار دهد. این روش، روش موثریه اگر الگوها الگوهای مناسبی باشن؛ اگر مربی الگوی مناسبی باشه این روش روش مناسبیه.

امام صادق (ع) میفرمایند: «کونوا دعاة الناس بغیر السنتکم». مردم را تربیت کنید، به حق دعوت کنید، راهنمایی کنید؛ منتها نه با سخن گفتن تان. با اعمال و رفتارتان دیگران را تربیت کنید.

این روش بسیار روش خوبیست و باز تخصص چندانی هم لازم نداره. پدران و مادران میتونن بهترین الگو برای فرزندانشان برای مباحث تربیتی باشن. مهم اینه که الگوها جابجا نشن. الان مشکلی که در نظام تربیتی عالم و در کل فضای تربیتی وجود داره مخصوصا در بین جوانها، انتخاب نابجای الگوست. به جای اینکه بخواهند انسان های تربیت شده مثل اولیای خدا، پیامبران، جانشینان پیامبران را به عنوان الگوی خودشون انتخاب کنن.

این نکته را باید بگویم که این روش مبتنی بر یک اصله؛ آن اصل غریزه تقلید در انسان. انسان فطرتا و غریزتا اهل تقلیده. این روش بر این اساس استواره. شما اگر دقت کرده باشید می بینید بچه ها از همان دوران کودکی از پدر و مادرشون تقلید می کنندغریزه تقلید که ریشه در ذات و فطرت انسان داره، اساس و پایه روش الگوییست. چون انسان میخواد تقلید کنه. اگر ما مقلَدها و اسوه¬های مناسبی رو به او معرفی کنیم، بر این اصل این روش استوار است و میشه از این خاصیت استفاده کرد و آن شخص رو تربیت کرد.

سوالی که اینجا وجود داره اینه که این اصل و این روش هم مورد پذیرش عقله، هم مورد پذیرش علم هست، هم مورد پذیرش نقل. نکته ای که اینجا وجود داره اینه که الگوها باید چه مشخصاتی داشته باشند؟ چون تربیت کارش انسان سازیست، الگوها باید کسانی باشند که در فضای انسانیت اینها حرفی برای گفتن داشته باشن. مثل علم، شجاعت، فضائل انسانی، تقوا، ایمان، عبادت، پاکی و آن فضائل خوب انسانی مثل سخاوت، فداکاری، ایثار و چیزهایی از این قبیل از فضایل انسانی. نه مثلا ثروتمند باشند یا قدرت مادی داشته باشند یا قدرت بدنی داشته باشند؛ آنها عیبی نداره، آنها هم در جای خودش بخشی از کاره اما عمده اینهایی که گفته شد ، الگو کسیه که این خصوصیات رو داشته باشه.

اگر بخواهیم مصداقی معرفی کنیم، در راس همه الگوها پیامبر اعظم اسلام، رسول خدا، حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) است. هم عقل میگه که پیامبر الگوی همه انسانها باشد هم قرآن میگه، هم روایات می-گویند. « لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ ».  قرآن میفرماید پیامبر اسوه حسنه برای شماست. پیامبر الگوی رفتاری ماست. ما باید رفتار خودمان را با او تطبیق دهیم. ما باید برای فرزندانمان، پیامبر را به عنوان الگوی رفتاری و الگوی تربیتی معرفی کنیم که اگر این اتفاق بیفته ما به نتیجه رسیدیم.

بعد از پیامبر اهل بیت پیامبرند. خود پیامبر فرمود من بعد از خودم اهل بیتم و قرآن را در بین شما به عنوان راهنما، مستمسک، آنچه شما به آن متمسک شوید باقی میگذارم.

اتفاقا اهل بیت هم در اخلاقشان، رفتارشان، علمشان، عبادتشان، تقوایشان نزدیکترین انسانها به پیامبر هستند.

بعد از اهل بیت و امامان کسانی که به اینها نزدیکترند؛ طبعاً علما از حیث رفتار، گفتار و کردار تعامل زندگی و حرکت زندگی شان از بقیه مردم به اهل بیت نزدیکتره. به همین ترتیب اینها میشوند الگو؛ تا به پدر و مادر میرسند. اگر پدر مادر انسان وارسته ای باشند، به طور طبیعی این الگو بودن هست. بچه ها وقتی چشم باز می کنند فکر می کنند پدر و مادرشان بهترین هاست.