چرا ما از این گوهر – یعنی تجربه و دانش دیگران – استفاده نکنیم؟
در نتیجه، در مرحله ی اول، باید نگرش خود را بدین گونه تغییر دهیم که اطرافیان ما خواسته اند اطلاعات و تجربیات خویش را حتی بدون اینکه ما درخواستی از آنان کرده باشیم، در اختیار ما قرار دهند. سپس ما آن تجربیات را تجزیه و تحلیل می کنیم. گاهی آن تجربیات برای ما فایده دارد و گاهی نیز بدون فایده است، که در این صورت استفاده نمیکنیم.
چرا یک عروس خانم، اگر مادرش به غذای او انتقادی کند – برای مثال، بگوید غذایت شور شده است. معمولا ناراحت نمی شود، اما اگر همین را مادر شوهرش حتی محترمانه تر بگوید – مثلا، به نظرت اگرنمکش کمتر بود، بهتر نبود – چه بسا بسیار ناراحت می شود؟! در حالی که همان شور شدن است، همان تذکر و لحن است؛ شاید فعل و فاعل نیز همان باشد. پس باید ابتدا نگرش تغییر کند تا بسیاری از مشکلات حل شود.

لطفا برای اشتباه های پدر و مادر یا خواهر و برادر همسرتان، با او دعوا نکنید. چرا باید به سبب رفتار نامناسب پدر و مادر همسرت با او مشاجره کنی؟

عزیز من! انصاف بد نیست.

متأسفانه گاهی ما به طوركل انصاف را فراموش می کنیم. برخی از زوجین، زندگی خود را به علت رفتار اشتباه دیگران تبدیل به شکنجه خانه برای خود و همسرشان می کنند. به راستی چرا بعضی از افراد این گونه اند؟

تا به حال این ضرب المثل را شنیده اید: «کفش پوشیدن آسان تر از فرش کردن کل زمین است»؟ به راستی چرا ما کفش می پوشیم؟ آیا عیب از پای ماست؟ پاسخ منفی است. عیب از زمین است؛ زمینی که سنگ، خار و خاشاک دارد؛ ولی ما نمی توانیم همه جای زمین را فرش کنیم، پس به جای آن کفش می پوشیم؛ یعنی خود را انعطاف پذیر می کنیم.

کسانی که توانایی انعطاف پذیری بجا و منطقی ندارند، معمولا بیش از همه خودشان در روابط اجتماعی آسیب می بینند.

باید یاد بگیریم که پدر و مادر همسرمان به راحتی عوض شدنی نیستند، پس به جای اینکه انتظار عوض شدن پدر و مادر همسرمان را در سنی که عوض شدن غیر ممکن است، داشته باشیم، باید توانایی انعطاف پذیری خود را بالا ببریم. شاخه های درخت، هرچه انعطاف پذیرتر باشند، احتمال شکستن آنها کمتر است، ولی شاخه های خشک و سخت، شاید در ظاهر مقاومت مقطعی نمایند، اما در طوفانی تند و محکم می شکنند و آسیب های جدی می بینند.