شکی نیست که همه ی انسانها به فرزندان خود عشق می ورزن و اونارو رو مثل پاره ی تن خود دوست دارن؛ بنابراین، سخن در حدّ و اندازه محبّت به فرزند نیست، زیرا چیزی که ریشه در فطرت انسانی داره نه نیاز به دلیلی برای اثبات آن است و نه تعیین حدّ و اندازه ی آن، که فطریات انسانی به گستره ی ظرفیت هر کس قبض و بسط مییابه، بلکه سخن در نحوه ی ابراز محبّته که اگر به صورت افراطی و ناصحیح عمل بشه، موجب تضعیف اعتماد به نفس کودک میشه و آثار عمیق و ریشه دار آن تا پایان عمر باقی میمونه. و اگر به صورت صحیح و اصولی اعمال بشه، موجب رشد و بالندگی کرامت انسانی کودک و تعامل روحی او میشه.

حبّ به فرزند مانند دیگر امور فطری،دلیلی جز انسانیت انسان نداره وتا انسان و انسانیت او باقیه، امورفطری و ذات او نیز باقیه،بنابراین:

اوّلاً. حبّ به فرزند با دیگر امور فطری منافات نداره و مانند سایر امور فطری، در جهت کمال انسانیه. امور فطری تا زمانی که در اعتدال باشند، مانع یکدیگر نبوده بلکه موجب کمال انسانه، جز محبّت به حقّ که هر چه بیشتر باشه، نیکوتره، لذا به هیچ عنوان صحیح نیست علاقه به فرزند، در مقابل محبّت به حقّ قرار بگیره؛ بلکه مطلوبه که در طول توجّه به حقّ قرار بگیره.

فرزند، خانواده و فامیل مادامی که مؤیّد انسان در سیر الی الله باشند خوبه، چنانچه حضرت علی(ع) درباره ی فاطمه زهرا(س) به پیامبر اکرم(ص) فرمود:  . بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۱۱۷٫

[فاطمه] یارو یاور خوبی درمسیر اطاعت خدا است.

ثانیاً. دین فطری مؤیّد حبّ به فرزند اه چنانکه در سیره ی پیامبر اکرم و اهل بیت نیز دیده می شود که ما به پاره ای از آنها اشاره می کنیم. رسول اکرم میفرماید:  . کافی، ج ۶، ص ۴۹٫

کودکان را دوست بدارید و به آنان رحم کنید.

هم چنین عادت رسول اکرم چنین بود که وقتی از سفر می آمد و کودکان با او برخورد می کردند، آن حضرت برای آنان می ایستاد و بعضی را جلو و بعضی دیگر را پشت سر خود سوار میکرد و به اصحاب نیز امر میفرمود چنین کنید.   . محجه البیضاء، ج ۳، ص ۲۶۶٫

کودکی که در محیطی بزرگ شده که قلب او از محبّت سیراب شده و روحیه¬ی کنجکاوی و علم جویی او به درستی پاسخ داده شده و یا قوّه ی ابتکار و خلاقیت و یا میل به هنر و نوآوری های احساسی او در فضای کوچک و لطیف روحی او به درستی بارور شده باشه و همه ی اینها به تعبیر قرآن در هاله ای از رنگ توحید در زندگی او نمودار بشه در اصطلاح دینی، انسانی که در مسیر کرامت انسانی قدم برمیداره و در این میان نقش محبّت نقشی کلیدیست، چنانکه اوج همه ی فطریات انسانی به عشق و اوج این گرایش نیز به یک امر فطری و کلیدی ختم میشه و آن عشق و پرستش خالق یکتاست.

بنابراین کسی که در کودکی این نیاز فطریش به خوبی شکوفا نشه، در سایر ابعاد انسانی نیز دچار مشکل و کمبود خواهد بود، تا به آنجا که حتّی در گرایش به پرستش حقّ نیز که امری فطریست دچار عدم تعادل و نقص میگرده.

آثار محبّت

۱٫ باروری بذر محبّت در وجود کودک

انسان همیشه دوست داره محبوب دیگران باشه. این نیاز در بزرگسالان، به واسطه ارتباط صحیح و اخلاقی با دیگران برآورده میشه. بذر محبّت مانند سایر نیازهای فطری، باید در وجود کودک بارور شود تا ثمره های لازم خود را به بار بیاره، امّا برآوردن سایر نیازهای فطری کودک مانند حسّ کنجکاوی علمی و حتی خداجویی، قائم بر خود است و به مرور ایام برآورده میشه، ولی در محبّت، کودک دوست داره محبوب دیگران باشه و نفس محبوبیت برای او موضوعیت داره. گاه کودک گریه میکنه ولی نه به خاطر گرسنگی و…، بلکه چون دوست داره کسی او را در آغوش گرفته، نوازش کنه و به او لبخند بزنه.

بنابراین محبّت به فرزند، به معنای برآوردن نیازهای مادی او نیست لذا محبّت های غیرواقعی خدمتکاران و یا کادر اداری مؤسسات نیز فایده ی چندانی نداره، بلکه قلب مهربان و پر مهر مادر یا پدر رو میطلبه. چه بسیارند کودکانی که به مؤسسه های نگهداری اطفال سپرده میشن و گرچه در ظاهر بسیار مورد محبّت قرار میگیرن و در امور مادی نیز کمبودی ندارن، ولی همیشه احساس تنهایی میکنن و دچار عوارض کمبود محبّت هستند.

یتیم آن کس نیست که پدر و مادر ندارد و او را تنها و ذلیل رها کردند، بلکه یتیم آن است که مادرش او را به حال خود رها کرده و یا پدری گرفتار دارد که به او رسیدگی نمی کند.

حضرت موسی به پروردگار فرمود:

خدایا! کدام عمل نزد تو افضل است؟ پروردگار فرمود: دوستی کودکان، به درستی من آنان را بر فطرت توحید و یگانگی خود آفریدم.

۲٫ تقلید از محبوب

تقلید یا عقلانیه یا احساسی.

تقلید عقلانی عبارته از استدلال عقل در پیروی از عالم، در علمی که خود جاهل است؛ هم چون تقلید از پزشک در درمان.

تقلید احساسی عبارته از تمایل احساسات و عواطف به مشابه شدن با محبوب. این امر از میل به اتحاد و یگانگی با محبوب نشأت میگیره

گرچه ترکیب تقلید عقلانی و احساسی، بهترین روش برای مربّیه، ولی در کودک متناسب با رشد سنّی، تقلید وی از احساسی به عقلانی تبدیل میشه و کم کم تقلید عقلانی، جایگزین تقلید احساسی خواهد شد.

بنابراین در سنین زیر هفت سال کودک به طور طبیعی تقلید از کسی میکنه که او را بیش از همه دوست داره و در این میان اگر والدین محبوب او باشند اسوة او نیز خواهند بود، و الّا تقلید از دیگرانی میکند که محبّت بیشتری از آنان میبیند.

و از سوی دیگر چون شالوده ی اصلی شخصیت کودک و خصوصاً کرامت توحیدی او در همین سالها شکل میگیره، اگر قلب او از محبّت سالم به والدین و اعضای خانواده ی خود سیراب نشه آثار کمبود و ضعف شخصیتی از یک سو و گرایش به شخصیت های کاذب از سوی دیگر در او به وجود میاد که اصلاح آن در سال های بعد تقریباً غیر ممکنه.

امام صادق(ع) فرمود:  . وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۱۸۴٫

قلب ها بر محبت به کسانی که با او خوبی کرده اند و دشمنی با کسانی که با او بدی کرده اند نهاده شده است.