در این زمینه، پژوهش­ هایی جدّی درباره­ ی این موضوع (روابط دختر و پسر) وجود نداه؛ لذا ضرورت­ ها و باید هایی مطرحه که در چهار زمینه قابلیّت طرح دارن:

الف. بایدهای پژوهشی

ب. بایدهای حکومتی

ج. بایدهای خانوادگی

د. بایدهای فردی

1- ضرورت پژوهش ­های جدّی در حوزه­ ی روابط دختر و پسر و از سوی دیگه در حوزه­ ی تبیین چرایی اون، می­تونه درکاهش ابعاد مختلف این قبیل ارتباطات و تبدیل شدن آن به یک ناهنجاری که افراد جامعه بدون مقاومت از آن دوری کنند تأثیرگذار باشه. البته ناگفته نمونه که سازمان­ ها و نهادهای متولی امر جوانان، باید بیشتر به این قبیل پژوهش ­ها بپردازن و بدون اعمال سلیقه ­های انقباضی، نتایج را در اختیار پژوهش­گران و نظریه­ پردازان قرار بدن.

2- حکومت و حاکمان مملکت اسلامی هم باید سیاست­ گذاری در زمینه­ ی کاهش سنّ ازدواج رو در سر لوحه­ ی برنامه­ ی اصلی خود قرار بدن. چرا که افزایش سنّ ازدواج خود به تنهایی طیف وسیعی از آسیب­ های اجتماعی رو سبب می­شه و یا دست کم شرایط وقوع آن را تسهیل می­کنه و کاهش سنّ ازدواج می­تونه یکی از عمده علل کاهش انواع آسیب­ های اجتماعی از جمله روابط دختر و پسر گردد. دین مبین اسلام با رسمیّت­ بخشی به ابراز نیاز جنسی و تسهیل در ارضای آن، وجود غریزه­ ی جنسی رو در ابتدای دوران بلوغ بسیار جدّی می­گیره. تنها محدودیّت دین اسلام برای ارضای غریزه ­ی جنسی، حدود دینی است که آن هم به صورتی آسان وضع شده.

گرچه دین اسلام ازدواج مطلوب را آن ازدواجی می­دونه که مجموعه­ ای از تعهّدات و اهداف، از جمله بقاء نسل را در برداشته باشه، ولی در عین حال ازدواجی را که در آن فقط به جنبه­ های جنسی و یا عاطفی صِرف پرداخته می­شه، رو نیز مورد تأیید قرار داده.

3- تقویت هویّت و احیای مرجعیّت­ های گذشته: احیای نقش خانواده و روحانیّت، تأکید بر هویّت ملّی و دینی، محدودیّت­ پذیری و قانون­ گرایی، از جمله مواردیه که به احیای هویّت­ ها و مرجعیّت­ های از دست­ رفته کمک خواهد کرد. آن­چه که حائز اهمیّته ضرورت مدیریت آرمان ­ها و تمایلات نسل جوانه.

4- احیاء باورهای بنیادین دینی: در مطالب گذشته به عوامل تأثیرگذار بر روابط دختر و پسر به حاکمیّت تفکّر مدرنیته و غلبه روحیّه­ ی فردگرایی، اشاره کردیم. به نظر میرسه به هراندازه که دامنه­ ی تأثیر این عامل در آسیب­ های اجتماعی گسترش ­یابد ارائه ­ی راه­ های برون رفت از آن نیز با دشواری­ ها و پیچیدگی­ های فراوانی روبرو می­شه.

در گام نخست میشه با ترویج فرهنگ جمع­ گرایی، ایثار، خانواده­ گرایی و قناعت، به حذف برنامه ­ها و سیاست­ هایی که با این باور در تقابله اقدام کرد.

5 – اصلاح نظام آموزشی: مهم ­ترین رسالت نظام آموزشی رسمی و غیررسمی در هر جامعه ­ای اصلاح ذهنیّت ­ها، تمایلات و رفتار آحاد جامعه به سمت اهداف تعریف­ شده و مطابق با آرمان ­ها و نیازهای آن جامعه است.

از آن­جا که نظام آموزشی مدرن نسبت به ارزش ­های اخلاقی و مقوله­ ی جنسیّت حسّاسیّت مثبتی نداشته، لازمه با اصلاحات اساسی در نظام آموزشی و پرورشی، مقوله­ ی تربیت رو براساس مفاهیم و آموزه­ های اسلامی بازنگری کرد.

از سوی دیگه لازمه سیاست­ های تربیتی و اخلاقی رسانه­ ها به ویژه صدا و سیما باز ترسیم بشه و رسانه­ ها نسبت به اجرای سیاست­ ها پاسخ­گو باشن.

امروزه، برای برون­ رفت از این وضعیّت، باید به اصلی­ ترین علّت بپردازیم. تربیت افراد جامعه براساس هنجارهای دینی موجود در روابط دختر و پسر، به رسمیّت شناختن مدیریت مرد و باز تولید نقش او در خانواده، باز تولید ارزش ­های دینی در خانواده و تأکید بر تفاوت نقش­ های جنسیّتی در خانواده، از جمله­ ی این راه­کارها هستند.

از راه­کارهای دیگه برای برون ­رفت از وضعیّت فعلی حاکم بر روابط دختر و پسر، توجّه خانواده ­ها به وضعیّت بلوغ جنسی نوجوانان است.

پسران و دختران گاهی می­گن که خانواده ­ها نمی­دونن ما چی می­خواهیم؛ به عبارتی واضح­ تر میان نیازهای واقعی فرزندان دردوره­ ی بلوغ، و مرجعیّتی که این نیازها را به رسمیّت بشناسه، فاصله وجود داره. نحوه­ ی نگاه و برخورد خانواده با یک دختر و یا پسر بالغ، در نگاه او بر مسایل بیولوژیک مربوطه­ اش تأثیر میذاره. پس تا وقتی که خانواده بلوغ جنسی نوجوان رو جدّی نگیره نگاه جوان به بلوغ جنسی و ازدواج تغییر نمیکنه تا چه برسه به بلوغ اجتماعی که جای خودش رو داره.

اگر خانواده میخواد به مرجعیّت سابق خودش برگرده، باید به نیازهای نوجوانان توجّه ویژه کنه. هرچه قدر خانواده مرجعیّت مستحکم­ تری داشته باشه روابط دختر و پسر به مراتب، قابل کنترل­ تره.

اشتباهی که امروزه در جامعه­ ی ما در حال وقوعه غفلت از تربیت پسران و حساسیّت بیشتر در تربیت دخترانه؛ در حالی که تربیت این دو گروه تأثیر مستقیم بر هم داره. متأسفانه در زمینه­ ی تربیت اخلاقی و فهم محدودیّت درباره­ ی پسران ضعیف عمل می­کنیم ولی این محدودیّت­ ها رو به دختران خوب آموزش میدیم.

اگر در نظام­ تربیتی و آموزشی ما پسران طوری تربیت بشن که ثمره­ ی آن محدودیّت درخواست و نگاه و روابط باشه، قطعاً تأثیر چنین تربیتی در جامعه به مراتب ثمربخش ­تره.

تربیت فرزندان درخصوص روابط دختر و پسر باید از سنین کودکی آغازبشه چون کودکان از 2 تا 3 سالگی به تفاوت جنسیّتی خود آگاه می­شن، پس تربیت جنسی  هم باید از همان زمان آغاز بشه.