اهداف از یک دیدگاه سه مرحله است :
اول-اهداف غایی
دوم- اهداف متوسط
سوم – اهداف تفضیلی
اهداف تربیت در مکاتب الهی و درسایر مکاتب هم به سه مرحله و سه مرتبه تقسیم میشه
چون هدف نهایی و غایی است که این متربّی، کودک، انسان، همسر به کجا میخوان برسن آن قله ای که میخوایم متربّی رو به آن قله برسونیم کجاست؟ این هدف غاییست که یکی هم بیشتر نیست.
مرحله دوم اهداف متوسطه میانی و از چه راه هایی میشه که متربّی رو به آن مقصد رسوند و اهداف میانی رو باید طراحی کرد وقتی آنجا رسیدیم از آنجا نردبانی باشه که ما رو به هدف غایی برسونه به اینها اهداف میانی و یا میان مدت میگن.
بخش سوم اهداف جزیی، اهداف تفصیلی و اهداف کوتاه مدته. الان میخوایم متربّی ما چی بشه.
طور مثال الان میخوایم این بچه نمازخوان بشه یا این دختر خانم با حجاب تربیت بشه. که چه بشه؟ که این بچه به عبادت برسه عابد بشه.
عبادت چکار می کنه انسان رو به مقصد میرسونه عبادت به مقام عبودیت میرسونه که عبودیت همان مقام خلیفه اللهی است اگر کسی عبد شد به مقام ربوبیت رسیده و به آخر خط رسیده پس عبادت انسان رو عبد میکنه و عبد هم میشه. مقامش مقام خدا و خداگونه میشه یک هدف تفصیلی که نماز باشه انسان رو در زمره عابد ها قرار میده و وقتی عابد شد به مقام عبودیت میرسه وقتی به مقام عبودیت رسید به مقصد رسیده و به آخر خط رسیده.

اهداف تفصیلی از حوصله بحث ما خارجه در حوزه عبادات اگر وارد شویم تمام عبادات مستحب و واجب و … همه اینها اهداف تفصیلیه به تفصیل در حوزه اخلاق وارد شویم همه فضایل میشه اهداف تفصیلی تربیتی پس امکان ورودش نیست اگر کسانی بخوان مطالعه داشته باشن به این اهداف تفضیلی هم نگاهی داشته باشن به منابعی معتبری که در این مورد هست توجه کنند مثلا خطبه متقین نهج البلاغه بیش از صد و ده هدف تفصیلی رو مشخص کرده برای تربیت همچنین دعاهای ما هر کدام یک دایره المعارفی هستند از اهداف تفصیلی تربیتی مثلا دعای ابو حمزه ثمالی، دعاهای روز¬ها ماه مبارک رمضان یک چنین وضعی رو دارن که انسان با مطالعه آنها میتونه طرح های تفصیلی تربیتی رو در مکتب اسلام ببینه و آگاه بشه ما وارد بحث ها اهداف تفصیلی نمیشیم اما اهداف غایی رو مشخص می کنیم اهداف متوسط رو از چند منظر نگاه خواهیم کرد.

اول-اهداف غایی
راجع هدف غایی و هدف نهایی تربیت هم عقل اقتضا میکنه هم وجدان و هم منابع اسلامی مثل قرآن ،نهج البلاغه ، صحیفه سجادیه و سایر منابع دسته اول ما اقتضا میکنه که همان هدف غایی تربیت همان رسیدن انسان به مقام خلیفه اللهی باشه که این مطلب هم براهین عقلی و هم براهین علمی ،وجدانی و هم براهین قرآنی و روایی فراوان داره که خداوند انسان رو خلق کرد که تا بشه خلیفه او. در قرآن داریم « جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً » من می¬خواهیم در زمین جانشین و قائم مقام برای خودم قرار دهم فرشتگان تعجب کردند که کسی که قائم مقام باشد باید شبیه خدا باشه باید نزدیک¬ترین افراد به خدا باشه که فرشتگان خیلی به خدا نزدیک ترند پاک هستند منزه هستند گناه نمی کنن و خداوند هم سبوح است قدوس است.
کسی میتونه قائم مقام خدا باشه از همه مخلوقات به خدا نزدیک تر باشه
« أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ »
ای خدا قائم مقام تو باید شبیه تو باشه تو سبوح و قدوس هستی این موجود خونریزه و مفسد ، ما هستیم که اهل تسبیح و تقدیسیم و خدا جواب داد شما نمی¬دانید در این موجود ظرفیت هایی هست که اگر تربیت بشه از شما بالاتره این موجود که اسمش انسانه اگر آن استعداد های نهفته خود راپرورش بده بارور کنه به فعلیت برسونه از شما بالاتره و ظرفیت هایی داره که شما ندارید شما قدرت تحلیل و از مجهول به معلوم برسید رو ندارید اما این موجود این قدرت رو داره شما دل ندارید عاشق نمی شید من کسی رو میخوام خلق کنم که وقتی جمال من رو دید عاشق من بشه.
جمیل مطلق جلوه کرد علی القاعده باید عاشق می شدند و فرشته ها نشدند پس گفت باید آدم خلق کرد باید عاشق خلق کرد خلاصه به فرشتگان گفت شما نمیدانید. « إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ ». خوب با این نگاه هدف غایی خلقت و تربیت میشه خداگونه شدن به مقام خلیفه الله رسیدن به عند الله بار یافتند به لقاء الله رسیدن، که انسان قدرت دید خداوند رو داشته باشه چشم دل انسان باز بشه آن جمیل مطلق رو مشاهده کنه اینکه انسان با تلاش و سعی و زحمت در نردبان تربیت آن قدر بالا بره تا به خدا برسه.
« يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ »
ای انسان تو در جهت رسیدن به خدا پیوسته در زحمت، تلاش و کوشش هستی و سرانجام آن را ملاقات خواهی کرد.
رسیدن به مقام قرب الهی، به جایی برسه که هیچ مخلوقی نمیتونه برسه حتی فرشته مقربی مثل جبرئیل.
جبرئیل به جایی رسید که گفت « لَوْ دَنَوْتُ‏ أَنْمُلَةً لَاحْتَرَقْتُ » یک بند انگشت بیشتر بیایم میسوزم ولی انسان کامل که پیغمبر اسلام بود رفت بالاتر « دَنَا فَتَدَلَّى فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى ». آن قدر نزدیک شد که هیچ مخلوقی از آن نزدیکتر نمیتوانست بره هدف غایی تربیت قرب الی الله، مقام خلیفه الله، مقام لقاء الله و مقام خداگونه شدن اصلا به مرحله ای میرسه که چشمش میشه چشم خدا گوشش میشه گوش خدا زبانش زبان خدا سخنش سخش خدا آنچه می شنود با گوش خدا بشنود.
(عبدى اطعنى حتى اجعلك‏ مثلى) بنده من از من اطاعت کن تا من تو را مثل خودم قرار دهم.
«فانّى اقول كن فيكون، فانت تقول كن فيكون». یا در آن روایت قرب نوافل داریم (لایزال یتقرب بی العبد). پیوسته بنده با واجبات و مستحبات به خدا نزدیک و نزدیکتر میشود تا جایی که خداوند فرمود من میشوم گوشش. با گوش من میشنود؛ با زبان من سخن میگوید؛ با چشم من میبیند؛ با دست من در امور تصرف می¬کند. این هدف غایی تربیت است.
یک فرمایش زیبا از امام صادق (ع) داریم که در کتاب مصباح الشریعه نقل شده که فرمود: «العبودیة جوهرة کنه ها الربوبیة». عبودیت یک حقیقت و جوهری است که باطنش ربوبیت است.

اگر انسان به مقام عبودیت رسید به مقام خداگونگی رسیده است.