اهداف متوسط تربیت رو میشه از منظرهای گوناگون نگاه کرد.

۱-تربیت هماهنگ تمام ابعاد وجودی انسان  نفس( بدن، عقل، قلب ) و روح

یکی از این طریق که انسان چه ابعادی داره. طبعاً در تربیت همه ابعاد انسان، هماهنگ باید عمل بشه که اگر یک بعد انسان تربیت بشه و یک بعد تربیت نشه، یک ناهماهنگی در وجود انسان و در نفس انسان ایجاد خواهد شد.

و آن رشدی که در یک بعدش مثلا جسمش سالمه ولی عقلش سالم نیست؛ عقلش قویه ولی دلش آلوده است؛ طبعاً چنین انسانی ضررش بیشتر از فایدشه. و این رشد ناهماهنگ یک رشد سرطانیه که توی عضو انسان حاصل شده. به همین دلیل همه ابعاد وجودی انسان باید هماهنگ تربیت بشه.

انسان هم از سه بعد درست شده است: بدن ، عقل ، قلب که این سه تا با هم جمع بشن می شوند نفس انسان. و روح انسان هم که اداره کننده همه اینهاست. روح انسان هم بدن را تمشیت میکنه و هم عقل را و هم دل را. اگر اینها سالم بودند که روح هم سالم خواهد شد. اگر اینها تربیت شدند روح میشه یک روح تربیت شده. در یک نظام تربیتی همه این ابعاد باید با هم و هماهنگ تربیت بشن.

عقل هم باید رشد کنه و ارزش داده بشه، بعضی از افراد هستند که عقلشون رو آکبند نگه میدارن. عقلشون رو به کار نمیگیرن. عقل برای خودش اعمالی داره؛ اگر آن اعمال عقل درست انجام نشه این انسان به کمال نخواهد رسید؛ این انسان تربیت شده نیست. همه باورهای ما کار عقله.

اینکه خدا هست، اینکه نظام عالم چه نظامیه، جهان بینی و جهان شناسی کار عقله. عقلی میتونه حقایق رو بفهمه که تربیت شده باشه. وگر نه اگر عقل تربیت نشده باشه، حق رو باطل میفهمه و باطل رو حق. در نتیجه انسان به مقصد نخواهد رسید. عقل باید تربیت بشه. قلب باید تربیت بشه. بعضی از انسانها عقلشون خوب کار میکنه ولی قلبشان یک قلب آلوده و پر از رذائله. از آن عقل برای اذیت کردن بندگان خدا استفاده میکنه. آن عقل رو به کار میگیره که بمب اتمی بسازه و همه چیو نابود کنه.

اگر بدن مریض شد خود به خود روی عقل تاثیر میگذاره؛ روی قلب تاثیر میگذاره.

پیغمبر (ص) فرمودند: «المومن القوی خیر من المومن الضعیف». مومنی که بدن سالم و قوی داشته باشد بهتر از مومنی است که بدنش مریض باشد و ضعیف باشد.

از قول آقا امیرالمومنین (ع) در دعای کمیل میخوانیم که: « قوّ علی خدمتک جوارحی ». می¬خواهم جوارح و اعضای بدنم سالم و قوی باشد منتها در خدمت تو.

هدف همان رسیدن به خداست ولی بدن هم باید سالم باشه. عقل سالم در بدن سالمه.

خلاصه اینکه اهداف میانی تربیت با این نگاه این میشه که ما همه ابعاد وجودی خودمون رو به موقع، هماهنگ، و به اندازه کافی تربیت کنیم. به ترتیب اهمیت هم از عقل شروع میشه. عقل مهمتر از همه است، بعد قلبه و بعد بدن.

به هر حال این یک هدف گزاری برای تربیته که همه ابعاد وجودی روهماهنگ تربیت کنیم.

امام صادق (ع) فرمودند: «إنکسر ظهری اثنان عالم متهتّک و جاهل متنسّک». دو گروه کمر مرا شکستند یعنی کمر جامعه اسلامی میشکند. یکی عالمی که بی ادب باشد یعنی عقلش تربیت شده ولی قلبش تربیت نشده است؛ علم دارد ولی اخلاق و ادب ندارد.

قلب :

لازمه مقداری در رابطه با قلب بحث بشه

قرآن کریم در نظام تربیتی خویش به بشریت اعلام کرده که برای تربیت انسان ، از همه چیز مهم تر و جلوتر، حرکت در جهت شناخت قلب و سپس تربیت قلب و اصلاح قلبه .

يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ ۸۸إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ ۸۹  شعراء

در آن روز که مال و فرزندان سودى نمى بخشد، مگر کسى که با قلب سلیم به پیشگاه خدا آید.

قلب سلیم، قلبیه که الهی گشته متوجه خدای متعال باشه، و بعد طبیعی و امیال طلبی در آن کمرنگ گشته باشه و صاحب آن قلب، حالات و صفات حیوانی رو از خود زدوده باشه.

قلب انسانی باید به این نقطه برسه که حالت ترس و پرهیز ،و تعهد و مراقبت برخود و رفتار و گفتار خود، و در موضع گیری های فردی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، اخلاقی خود ، سراسر وجود اونو فرا گرفته باشه . هیچگاه اینطور نباشه و اینگونه نیندیشه که ناظر و نگهبانی نداره،و کردار او مورد پرس وجویی قرار نمیگیره، بلکه انسان باید بدونه و قلبش رو چنین بار بیاره ، که همواره رقیب و عتید وحسابرس سختگیر و دقیق، و ناظر ژرف نگر که درون و درون درون را مینگره، وجود داره، و در کمینگاه آدمیه . اگر چنین قلبی یافت و در خود بیمی تمام نشدنی پدید آورد، همه عقاید و اعمال و رفتار ، حتی افکار و خاطرات درونی او ، در جهت درست والهی قرار میگیره.

امام علی (ع) فرمودند : قلب خود را با پند دادن زنده کن و تمایلات بد آن را با زهد ورزی بکش ، و با یقین (به حقایق ) به قلب خود نیروبخش، و با حکمت (علم صحیح )آن را روشن گردان، و قلب را با یاد مرگ، رام ومطیع کن، و به فنای دنیا معترفش ساز، و اورا با توجه دادن به حوادث فاجعه بار دنیا بیناگردان.