اصل عقلانیت 

معنای این حرف اینه که در تمام فعالیت های تربیتی باید عقل حاکم باشه. اگر گزاره ای تربیتی خلاف عقل باشه مثل خرافات و چیزهایی از این قبیل، از نظر اسلام مردوده. بنابراین آنچه که مورد تایید عقل نباشه و منافات با عقل داشته باشه باید دور ریخته بشه. همه تلاش های تربیتی باید در چارچوب عقل و عقلانیت باشه. شبیه این را ما نسبت به علم هم داریم. منتها علمی که مطمئن باشیم این علم هست. هر فعالیت تربیتی که خلاف یافته¬های مسلم علمی باشه از نظر اسلام قابل قبول نیست. سیره اهل بیت و خود قرآن کاملا این رو نشان میده که تربیت باید در چارچوب علم باشه. منتها باز تاکید می¬کنم که ممکنه علم جنبه نظری داشته باشه. آن نه، علمی که مسلم باشد. یافته های علمی که قطعی و قانون علمی باشد؛ نه تئوری و نظریه علمی.

اصل  هماهنگی بین فعالیت های تربیتی ( فعالیت های تربیتی نباید همدیگر رو خنثی کنند)

اینطوری نباشه که یک تلاش تربیتی با بعد دیگر تربیتی تزاحم داشته باشه. مثلا فرض کنید که ما عقلش رو پرورش بدیم ولی قلبش رو پرورش ندیم. آگاهش کنیم ولی اخلاقش رو درست نکنیم. این مثل دزدی میمونه که چراغ دستش داده باشیم. چو دزدی با چراغ آید گزیده تر برد کالا.

اینکه باید عالِم باشه خوبه یعنی ما باید عالم تربیت کنیم اما فقط عالم، یا عالمِ مهذب عالمِ پاک، عالم غیر متهتک که اگر متهتک شد جاهلش بهتره. ما عالمی تربیت کردیم که اخلاقش درست نشده؛ این خیلی از جاهل بدتره. چون جاهل خیلی ضررش کمتر از این عالم بی تربیته. یکی از اهداف تربیت اسلامی اینه که ما عبادتگر تربیت کنیم؛ نماز خوان تربیت کنیم، روزه گیر تربیت کنیم و چیزهایی از این قبیل. حالا اگر عبادت کننده¬ای تربیت کردیم که نفهم است که جاهل است که عقلش رشد نکرده، که آگاه نیست. این ضررش از فایده اش بیشتره. اگر تربیت نمی شد بهتر بود یعنی اگر نماز خوان نبود بهتر بود.

شخصی داشت با یک صدای وحشتناک اذان میگفت. بهش گفتند چرا اذان میگویی؟ گفت قربت الی الله. گفتند قربت الی الله اذان نگو. چون اینقدری که این اذان تو مردم را از اسلام فراری میده، هیچ کس رو به اسلام جذب نمیکنه.  این هماهنگی و به همه ابعاد توجه کردن خیلی مهمه.

امام صادق (ع) فرموند دو گروه کمر مرا شکستند. در واقع کمر جامعه اسلامی را هم شکستند. کمر بشریت را شکستند. یکی عالم بد اخلاق که پرده حیاء را دریده و بد اخلاق است و دوم مقدس مآب جاهل، عبادت کننده نفهم. اهل مسجد و محفل و نماز است اما جاهل است. بعد فرمود آن اولی، عالم متهتک مردم را از علم و دین و روحانیت بیزار میکنه. این مقدس مآب نفهم هم مردم رو از مسجد و عبادت بیزار میکنه و مردم رو از مسجد فراری میده. به هر حال بین فعالیت های تربیتی انسان باید هماهنگی باشه.

امیرالمومنین (ع): از دو گروه بپرهیزید و فراری باشید؛ یکی عالمان بد اخلاق و پرده در و یکی هم جاهلان مقدس مآب. چون اینها سرمنشا و سرچشمه هر فتنه ای هستند.

این هماهنگی که اگر یکی از ابعاد وجودی انسان تربیت شد بقیه تربیت نشد، یک رشد سرطانیه که ضررش بیشتر از فایده هاشه. وقتی کسی عالم شد اما عاقل و مهذب نشد، همانطور که اشاره کردم دزدی است که دستش چراغ داده ایم که بهترین کالاها را انتخاب میکنه و میدزده. اگر عالِم فاسد شد عوالم را به فاسد میکشه.

حضرت علی (ع): وقتی همه عالِم فاسد شد همه عالَم فاسد میشود.

 در فرمایشی مولای متقیان میفرمایند «زلّت العالِم تفسد العوالم». یک بی تربیتی از یک عالم ،عوالم را به فساد می کشد. بنابراین تربیت باید هماهنگ باشه. این هم یک اصل تربیتی که هماهنگی در فعالیتهای تربیتیه که انجام یک فعالیت تربیتی، فعالیتهای تربیتی دیگر را خنثی نکنه.

اصل توجه به ارزشهای حقیقی  ؛ نه ارزشهای غیر حقیقی   

مثلا فرض کنید الان در جوامع بشری کسی ثروت داشته باشه این رو ارزشمند میدونن. کسی پست و مقامی داشته باشه این رو ارزشمند میدونن. از آن طرف اگر کسی اهل عبادت، تقوا و ایمان باشه برایش ارزشی قایل نیستند. در نظام تربیت اسلامی اینجوری نیست؛ پست و مقام و ثروت و اینها به خودی خود ارزش نیست. در نظام تربیتی اسلامی اگر از اسلام بپرسیم که پست رئیس جمهوری مهمتره یا رفتگر شهرداری. میگوید فرقی نمیکند. مهم اینه که کدام کارش روا بهتر انجام می¬دهد. کدام کارشان را متقن تر، با خلوص بیشتر، با دقت بیشتر و با مسئولیت پذیری بیشتر انجام میدهد. چه بسا آن رفتگر شهرداری در نظام تربیت اسلامی خیلی با فضیلت تر و برتر باشه از آن رئیس جمهوری که وظیفه اش رو خوب انجام نمیده. آن رسالتی که مردم به عهده اش گذاشته اند اگر خوب انجام نده مقامش خیلی پایین ترهاز آن رفته گر شهرداری است که آن رسالتی که به عهده اش گذاشته شده، آن کاری که مردم بر عهدش محول کرده اند رو خوب انجام میده.