اصل توحید محوری و یکتا گرایی
این اصل مضمونش اینه که تربیت باید طوری طراحی و انجام بشه که فرد فقط به یک خدا توجه داشته باشه و آن هم خدای واحد. اگر فعالیت تربیتی با این مساله منافات داشته باشه، از نظر اسلام مردوده. بنابراین بسیاری از اصول تربیتی حاکم بر مکاتب غربی که نتیجه اش خود پرستی، شهوت پرستی ، پول پرستی، پست و مقام پرستی، دنیا پرستی و چیزهایی از این قبیل میشه، اینها از نظر تربیت اسلامی مردوده. از اینجا یک تفاوت خیلی عمیق و یک شکاف خیلی وسیعی بین مکتب اسلام و سایر مکتبها پیدا میشه. آنچه با این اصل منافات داشته باشه باید کنار گذاشته بشه. به جای خود پرستی خدا پرستی، به جای دنیا پرستی خدا پرستی، به جای شهوت پرستی خدا پرستی، به جای پول و ثروت پرستی باز خدا پرستی.
اگربه این اصل خوب دقت بشه، دیده میشه همه چیز رنگ و … عوض میشه؛ هنر، تکنولوژی، علم، نظام سیاسی و نظام تعلیم و تربیت همه در پرتو این اصل حال و هوای دیگری پیدا میکنه. هنر یکی از زیباترین و مقدس ترین محصولات بشریه. چون ریشه در فطرت الهی انسان داره. انسان فطرتا زیبا دوست است و جمال جوست و هنر هم محصول زیبایی دوستی انسان است.. اما در نظام تربیت اسلامی هنر باید در مسیری جهت دهی شود که انسان رو به توحید برسونه و انسان رو در مسیر قرب الی الله بالا ببره. این اصل که ما گفتیم میشه امهات همه اصول. همه اصول و همه فعالیت های تربیتی بر میگرده به همین اصل توحید در همه زمینه ها؛ در زمینه فقه و احکام، در زمینه اخلاق. این مهمترین و برجسته ترین اصله. اگر این اصل حاصل شد دیگر خط سیر تربیتی ما مشخصه. متربّی ما میخواد به کجا برسه؛ متربّی میخواهد خلیفة الله بشه؛ میخواد خداگونه بشه؛ میخواهد به مقام کن فیکونی برسه. هر چه اراده کرد فورا محقق بشه.
در حدیث قدسی داریم که «عبدی اطعنی حتی اجعلک مثلی فانی اقول لشیء کن فیکون و انت تقول کن فیکون». بنده من از من اطاعت کن تا من تو را مثل خودم و مثال خودم قرار دهم. من وقتی اراده کنم میگویم ایجاد شو، ایجاد میشه. تو هم به مقامی برسی که تا اراده کردی ایجاد شود. این هدف اگر تحقق پیدا کرد انسان موجودی خداگونه میشود؛ به مقام عبودیت که باطنش ربوبیته. این آن اصل اساسی از اصول تربیت اسلامیه؛ که همین توحید محوری باشه.
اصل اولویت حیات آخروی بر حیات دنیوی
بنابراین همه فعالیت های تربیتی در راستای اصالت بخشیدن به حیات آخروی باشه. اگر جایی بین حیات آخروی و حیات دنیوی تعارض بود تقدم با حیات آخروی است.
در روایت داریم که امام سجاد (ع) فرمودند «الدنیا دنیائان دنیا بلاغ و دنیا ملعونه». دنیا دو تا است؛ یکی دنیایی که انسان را به مقصد میرساند، یعنی به همان حیات آخروی انسان را میرساند، به همان مقصد عالی تربیت میرساند؛ این دنیا اسمش دنیای بلاغ است. یک دنیا، دنیای لعنت شده است که انسان را از رحمت خدا دور می¬کند؛ دنیای مذموم و مردود است.
آن دنیای اول با آخرت منافات نداره؛ بلکه مقدمه آخرته؛ بلکه اصلا انسان به هیچ جا نمیرسه، به حیات و کمال آخروی نمیرسه مگر از طریق همان دنیا. الان موضوع بحث ما دنیای بلاغ نیست؛ دنیای ممدوح نیست؛ آن دنیایی که مسجد اولیای خداست و مهبط ملائکه الله است، آن دنیایی که انسان در آن نماز میخواند، روزه میگیره؛ عبادت خدا رو میکنه؛ آن دنیا نیست. آن دنیا نه تنها با آخرت منافات نداره بلکه اصلا راه رسیدن به آخرت از همانجاست. تا انسان آن مرحله را طی نکنه به کمال آخروی نخواهد رسید. اینجا که عرض کردیم اولویت با حیات اخرویه، منظور ما آن دنیای دومه. اگر امر دایر بین اینکه انسان آخرتش رو از دست بده، مثلا در دنیا ثروت و قدرت به دست بیاره، اسلام میگوید نه؛ از این ثروت و قدرت صرف نظر کن که آخرتت که زندگی جاودانه و دائم است و زندگی اصلی تو آنجاست، آنجا را به دست بیاوری. پس منظورمون از اصل اینه.
پس اگر در فعالیت های تربیتی متربی به جایی رسید که یا باید دنیا رو انتخاب کنه یا آخرت رو، این اصل میگه آخرت اولویت داره. پس این مطلب روشن شد که منظور این نیست که انسان دنیا رو رها کنه حتی همان دنیای غیر بلاغ رو هم؛ « وَلَا تَنسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا ». به آن مومن گفتند برخورداری ات از دنیا را فراموش نکن. دنیا هم داشته باش، ثروت هم داشته باش اما « وَأَحْسِن كَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ » . از این ثروتت استفاده کن در احسان کردن به دیگران. به هر حال اگر منافاتی باشد بین دنیا و آخرت، این اصل تربیت اسلامی میگه اولویت و تقدم با آخرته و مربی باید همیشه این را مد نظر داشته باشد که در کل فعالیتهای تربیتی اش این باید به عنوان یک اصل حاکم و قاطع همیشه مد نظرش باشده.
در رابطه با این اصل که مبنایش باور معاد بوده اگر یادتون باشه، در مبانی تربیتی گفتیم این باور که عالم مقصدی داره که اسمش معاده و ما باید این رو باور داشته باشیم که انسان به سمت آن مقصد حرکت می کنه. حالا این اصل از آن باور نشئت گرفته.
که اگر باور کردیم اولا که حیات دیگری هست. دوما مقصد اصلی آنجاست. سوما انسان برای آنجا دارد آماده میشه. اینجا گفته میشه انسان رو باید طوری تربیت کرد که به آنجا برسیم.