دین  اسلام برای تقویت روحیه ی استقلال طلبی در کودکان سفارش هایی داره که به مواردی از آن اشاره میکنیم:

۱٫ مشورت با کودک

دو هدف کلّی در مشورت مورد نظر قرار می گیره:

الف) استفاده از عقل و تجربه و نظر دیگران؛

ب) بها دادن به شخصیّت و فکر دیگران.

امیرمؤمنان علی(ع) می فرماید: هر کس با خردمندان مشورت کند از انوار عقول آن ها بهره میبرد.

مشورت با کودک هم از نوع دوّمه؛ یعنی والدین در اموری که مربوط به طفله مثل انتخاب رنگ لباس و کفش یا نوع اسباب بازی و یا حتّی محل تفریح و بازی و … البته در حدّی که دیگر مصالح کودک را تهدید نکنه با او مشورت کنن. این مسأله باعث رشد شخصیّت کودک میشه و کم کم اونو آماده میسازه تا در مسایل بعدی خودش تصمیم بگیره و عمل کنه و همیشه منتظر دستور والدین و بزرگترها نباشه.

هنگام مشورت با کودک اولاً باید توجّه داشت مسأله به صورتی طرح نشه که توقّع مشورت دائمی در هر موردی رو در او ایجاد کنه؛ زیرا در بسیاری موارد لازمه پدر یا مادر به فرزند خود دستور بدن و او نیز اطاعت کنه. ثانیاً اگر موردی با او به مشورت گذاشته شد و کودک نظری بر خلاف مصالحی که والدین تشخیص میدهند ابراز کرد، اونو متقاعد کنن وگرنه در صورتی که پس از مشورت نظر خود را اعمال نمایند، فرزند مشورت را وسیله ای برای گول زدن و فریب خود تلقی خواهد کرد.

۲٫ واگذاری امور شخصی کودک به خود او

کودک از سه یا چهار سالگی مایله بسیاری کارها رو خودش انجام بده تا به این وسیله، شخصیّت خود را ظاهر کنه و اوّلین نشانه های آن در امور شخصی اش ظاهر میشه، مثلاً کودک در این سن مایله ظرف غذای جدایی داشته باشه، خودش غذا بخوره و لباس و کفشش رو خودش بپوشه، هر چند این کارها رو ناقص و خراب انجام میده، ولی والدین میتونن به سادگی معایب کارهاش رو برطرف کنند و اجازه دهند روحیه ی استقلال طلبی کودک به فعلیّت برسه، مثلاً با بستن پیش بند و یا گسترانیدن پارچه ای زیر پای طفل، از کثیف شدن لباس کودک هنگام غذا خوردن جلوگیری کنند.

پدر و مادر باید عیوب کارهایی را که کودک انجام میده کمتر بگن و یا در مواردی که لازمه بگن، به طور صریح نگن، بلکه با کمک طفل آنرا برطرف کنن، مثلاً اگر کفش هایش را عوضی پوشیده به او بگویند: «این طور پوشیدن باعث درد پا میشه، همچنین هنگام دویدن یا پایین رفتن از پله ممکنه زمین بخوری، یا مگه کفشهایت با هم قهر هستند؟یا با علامت گذاری رو یا داخل کفشها، مواظب باشیم هرگز آنها را برای تا به تا پوشیدن کفش تحقیر ،تمسخر یا مورد توهین قرار ندیم.»

۳٫ تلقین  مثبت  یا  منفی

بطور کلی در معاشرت های زندگی هر بزرگ تری بنابر میزان فهم و کمالی که داره میتونه در برخوردهایش با دیگران به خصوص کودکان، روحیه ی بزرگ منشی، استقلال و اعتماد به نفس رو در او القا کنه و یا بنابر جهالت، نادانی و خودپسندی، روحیه ی وابستگی، زبونی و خواری رو به کوچک ترها القا کنه. به خاطر اهمیت این مسأله در تربیت کودک، به خصوص رفتار والدین با کودکان، مواردی از القای مثبت یا منفی رو ذکر میکنیم.

هنگامی که عده ای از بزرگ ترها در مجلس دور هم جمع هستند و پدر یا مادر مشغول صحبت میباشد، فرزند وارد مجلس میشود. نوجوانان به ویژه در سنین ده تا پانزده سالگی، هنگام ورود به مجلسی دلهره و اضطراب شدیدی داره که آیا کسی به آنها توجّه میکنه، آیا کسی به احترام آنان از جای خود حرکت میکنه. در این هنگام چه خوبه پدر صحبت خود را قطع کنه تا دیگران متوجّه ورود او شوند تا متناسب با مجلس و سن فرزند، به او احترام نمایند.

بسیاری گمان می کنند زشت است پدر یا مادر در مقابل فرزند و شوهر در برابر همسر خود بایستد!

در حالی که پیامبر اکرم(ص) بارها در برابر دیگران به دخترشان فاطمه(س) احترام می گذاشتند، یا حسن(ع) را بر دوش خود سوار می کردند. بنابراین احترام بزرگ ترها به کوچک ترها دلیل بزرگی و بزرگواری آنان است نه خواری آن ها.

زمانی که بزرگ ترها با یکدیگر صحبت میکنند و کودک بین صحبت های آنان اظهارنظر میکند باید اولاً سخنان او را گوش کنند و سپس به حرف های او جواب لازم را بدهند. بدترین عکس العمل آن است که به او بگویند: حرف نزن! وقتی چند نفر بزرگتر صحبت می کنند، کوچکترها دخالت نمی کنند! و یا با جملاتی از این بدتر هم چون: تو که نمی فهمی، چرا اظهارنظر می کنی و…

به فرض دختر کوچک شما میخواهد در پوست کندن سیب زمینی به مادرش کمک کنه. یک مادر فهمیده به جای کلماتی از قبیل، خواهش میکنم کار من را زیاد نکن، تو هنوز عُرضه ی این کار را نداری و … چاقوی کوچک و بی خطری در اختیارش قرار میده تا کودک استعداد و توان خود را ظاهر سازه. بدیهیه برای اوّلین بار سیب زمینی از بین میره یا اطاق و آشپزخانه کثیف میشه، ولی از بین رفتن یک سیب زمینی، در برابر خدشه دار شدن روح لطیف یک کودک، بسیار ناچیزه.