انسان در آغاز زندگی جز چند مورد غریزی، هم چون گرفتن با دست، مکیدن پستان مادر و … اطلاعات دیگری نداره و تنها به نیروی عقل و ادراک مجهزه که منشأ معلومات آینده او خواهد بود.
*وَاللّهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لاَ تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَجَعَلَ لَكُمُ الْسَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ *
و خدا شما را از شکم مادرانتان ـ در حالی که چیزی نمیدانستید ـ بیرون آورد، و برای شما گوش و چشم ها و دل ها قرار داد، باشد که سپاسگزاری کنید.
حسّ کنجکاوی در کودکان با استعدادتر از ماه های نخستین و در دیگر اطفال از حدود شش ماهگی فعالیت خود را آغاز میکنه و درصدده هرچه در اطراف خود میبینه، بشناسه. این حسّ  به اوج خود میرسه. کودک در این سن همه چیز را میگیره تا با لمس کردن و حتی به دهان بردن، آن را بهتر بشناسه، اشیاء را می اندازد، می شکند و پاره می کنه تا حسّ کنجکاوی خود را ارضا کنه، در این سنه که مردم به اصطلاح میگویند: کودک خراب کار شده است!

۱٫سوال پرسیدن کودک
کودک حدود دو تا سه سالگی میتونه به راحتی صحبت کنه. همچنین غریزه ی شخصیت طلبی او بیدار میشه، لذا شروع به پرسیدن می کنه. سؤال های کودک در این سنین، محدوده ی مشخّصی نداره، بلکه درباره ی هر مجهولی که به نظرش برسه، از خورشید و ماه و زمین و آسمان و قعر دریا گرفته تا خدا و مرگ و حتی مسایل جنسی (چگونگی ایجاد فرزند، تولد و …) میپرسه. والدین هنگام پاسخ دادن به سؤالات کودک باید بسیار دقّت کنند و امور زیر را رعایت نمایند، تا ذهن او منحرف نشه:
۱٫ باید به پرسش های کودک با دقت و توجّه، همانند سخن و پرسش بزرگ ترها گوش کرده و ابتدا سوال را به نحو شایسته به خود او برگردونن که این رفتار صحیح والدین و اطرافیان دو اثر عمیق داره:
اولاً با سوال و جواب ،حسّ کنجکاوی در آنان رشد پیدا می کند. وثانیاً کودکان از سؤال کردن، زده و بی انگیزه نمیشن.
۲٫ و در صورت نیازبه پاسخگوئی، پاسخ ها کوتاه ،صحیح و در حدّ فهم کودک باشه. اگر سخنی فراتر از فهم کودک گفته بشه، ضمن آنکه کودک قانع نمیشه، به گفتن حرف های بی معنا عادت میکنه. انبیای الهی با هرکس به اندازه ی فهمش صحبت می کردند،

رسول گرامی اسلام میفرماید:ما پیامبران امر شده ایم تا با مردم در خور عقلشان صحبت کنیم.

ممکنه گفته بشه امکان نداره به برخی از پرسش ها جوابی درخور فهم کودک داد، در جواب باید گفت: پدر و مادر فهمیده میتونن به نحوی پاسخ سؤال کودک رو بدهند که هم صحیح باشه و هم در حدّ فهم کودک؛ مثلاً در جواب سؤال او که خدا کجاست؟ لزومی نداره به دروغ به او گفته شود: بالای ابرها یا در آسمان! بلکه میتوان به سادگی گفت: خداوند همه جا هست، مثل نور خورشید که روزها همه جا هست!
۳٫ اگر والدین پاسخ سؤالی رو نمیدونن، نباید صریحاً به کودک بگن نمیدونم؛ زیرا در این صورت اعتماد کودک سلب میشه، بلکه باید بگویند: اجازه بده فکر کنم، بعداً جواب شما رو میدم. این عمل، ضمن آنکه اعتماد بیشتری نسبت به والدین در فرزند ایجاد میکنه، به او می آموزه که باید خوب فکر کند و بی حساب جواب ندن.
هرگز نباید جوابی دروغ و بی پایه و اساس به کودک داد؛ زیرا
اولاً: درسته که کودک ابتدا جواب رو میپذیره امّا پس از مدتی تجزیه و تحلیل میکنه و به دنبال آن، سؤالات دیگری رو مطرح میکنه. در این صورت والدین دروغگو و خطاکار ناچارند برای توجیه دروغ اوّل خود، به دروغ های دیگری متوسّل بشن و در نتیجه با اقدام نسنجیده ی خود، ذهن کودک رو منحرف و خراب می کنند و در این صورت هنگامی که در سنین بالاتر به پوچی سخنان والدین خود پی ببرد، اوّلین نطفه ی بی اعتمادی نسبت به آنان در روحش منعقد میشه! رسول رحمت و مغفرت درباره ی برخورد والدین با کودک می فرماید:
خداوند رحمت کند کسی را که فرزندش را در نیکیِ به خود یاری می کند. پرسیدند: چگونه در نیکی به خود یاری کند؟ فرمود: کار کم او را بپذیرد [توقّع زیادی از او نداشته باشد]، از خطاها و کارهایی که در توان او نیست چشم پوشی کند و به او امری را تکلیف نکند که نمیتواند انجام دهد و به او دروغ نگوید [یا ترشرویی نکند].
ثانیاً: کودک چون به صورت تعبّدی پاسخ رو قبول میکنه، ملاک صحّت یک مسأله برای او اوّل بار شنیدن آنه، بنابراین اگر از دیگران پاسخ صحیح رو بشنوه، قبول نخواهد کرد و برای ابراز شخصیت خود، شروع به بحث و جدال میکنه.
۴٫ در پاسخ به سؤال باید از بیان استدلال خودداری و جواب را خلاصه و مفید بیان کرد، زیرا کودک میخواهد در حدّ توانایی خود، مجهول های خویش رو کشف کنه، بدون آنکه نیروی عقلش بتواند صغری و کبرای منطقی بچینه و نتیجه گیری کنه.
۵٫ هنگام شنیدن پرسش های خنده آور و حتّی کفرآمیز کودک، نباید خندید و اونو مسخره کرد؛ زیرا برای او آن سؤال و مجهول جدّیه و باید حلّ بشه، بلکه باید با متانت و دقّت، به گونه ای قابل درک و با عباراتی ساده به او پاسخ داد.
۲٫ مالکیّت
کودک از حدود سه سالگی، مفاهیمی از قبیل مالکیّت، زیبایی و … رو درک می کنه و جمله هایی همچون این لباس منه، این اسباب بازی منه، این کفش مادر منه و … از او زیاد شنیده میشه، ولی متأسفانه بزرگ ترها به این مسأله توجه نکرده و حریم مالکیت او را می شکنند و به وسایل کودک بدون رضایت او دست میزنند، در حالی که از طرفی توقع دارند کودک، حریم وسایل و ابزار شخصی آنها رو محترم بشماره.
بنابراین باید حدود مالکیت کودک مشخص بشه و در عمل به او تفهیم کرد که بدون اجازه ی دیگران نباید از وسایل آنها استفاده کنه.
۳٫ سلام
فرهنگ سلام، از سنت های بسیار با ارزشیه که اسلام در روابط اجتماعی مسلمانان بنیان گذاری نموده و یکی از شعایر الهیه که تعظیم آن لازم و واجبه. شارع مقدّس به این امر اهتمام ویژه ای نموده تا بدان جا که دستور داده به شخصی که سلام نکرده، اجازه ی سخن گفتن ندهید.
شخصی به امام حسین(ع) عرض کرد: حالتان چه طور است، خداوند به شما عافیت دهد. حضرت در جواب فرمود:
سلام قبل از آغاز کلام است، خداوند شما را عافیت دهد. سپس فرمود: به کسی قبل از آنکه سلام کند، اجازه ندهید صحبت کند.
سلام به کودک، اهمیّت بیشتری داره و اصولاً شکل جدیدی به خود می گیره؛ زیرا: بزرگترها به دلیل ارزش کمتری که برای اطفال و معاشرت با آنان قایلند، نه تنها ابتدا به او سلام نمی کنند، بلکه از جواب دادن به سلام آن ها نیز غفلت میکنن، در حالی که با وجود روح لطیف و تأثیرپذیری شدید کودک، باید در معاشرت با او دقّت و توجّه بیشتری نمود.
پیامبر گرامی اسلام به لحاظ اهتمام خاصّی که به شخصیت و احترام کودک داشت، خود در سلام کردن به کودکان پیش¬قدم میشد. انس بن مالک می گوید: پیامبر اکرم [روزی] بر کودکان عبور کرد و بر آن ها سلام کرد، در حالی که به آن ها طعام میداد.
محبّت و فروتنی به کودک موجب می شود او نیز با بزرگترها همین گونه رفتار نماید. امام صادق(ع)در این باره میفرماید: نیکی مرد به فرزندش، باعث نیکی فرزند به والدینش میشود.
اجرای این سنت حسنه، از یک طرف غرور و خودبزرگ بینی والدین و بزرگترها رو از بین میبره و از طرف دیگه درس تواضع و فروتنی رو به کودکان می آموزه. هم چنین از آنجا که سلام دعایی در حقّ طرف مقابله و کودکان نیز بندگان معصوم پروردگارن، چه بسا والدین با پیش سلامی خود به کودکان و در نتیجه پاسخ آنها، مستحقّ استجابت دعای غفران گناهان توسط فرزند خود باشند؛ زیرا دعای فرزند در حقّ پدر و مادر و بنده ی بی گناه در حقّ دیگری، زودتر مستجاب می شود. این، از برکات سنّت حسنه ی سلام بین مسلمانان است.