از جمله اموری که در کرامت نفس کودک باید مورد بررسی قرار بگیره تعیین حدود آزادی کودک در سنین زیر هفت ساله و چون تعابیر روایات در این مورد گوناگونه لازمه مبنای این تفکّر بر اساس اصولی که در کرامت نفس مطرح شده تبیین بشه و سپس به تحلیل روایات و آیات مربوطه پرداخته شود.
گفتیم در فرهنگ قرآن اینگونه نیست که لوح ضمیر انسان در آغاز تولد بدون هیچ آموزش و یا تربیتی پا به عرصه حیات دنیوی بگذاره، بلکه انسان بر فطرت توحید آفریده شده و امور فطری انسانی که در رأس آنها پرستش پروردگار و عشق و میل به سوی حق در او نهاده شده و طبعاً میل به لوازم لاینفک اعتقاد به توحید از قبیل اعتقاد به انبیا و اوصیای الهی، کتب آسمانی، احکام دینی و عالم قیامت و سایر اصول شرایع الهی همگی در باطن فطرت الهی او نهادینه شده.
خداوند در آیه ۱۷۲ سوره اعراف به گرایش توحیدی فطرت انسانی اینگونه اشاره میفرماید:
و هنگامی را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، ذریّه ی آنان را برگرفت و ایشان را بر خودشان گواه ساخت که آیا پروردگار شما نیستم؟ گفتند: چرا، گواهی دادیم.
بنابراین انسان جدای از حجاب تعلّقات دنیوی و گناهانی که مانع توجّه انسانه به حقیقت و جوهره ی انسانی خوده ، اگر به باطن فطرت خود توجّه کند نور حق و گرایش به توحید و دلبستگی به دین و انبیا و اولیای الهی را در درون خود مییابه، چنانکه در کلمات اولیای الهی در توضیح این آیه شریفه آمده که

انسان با معرفت حقیقت فطرت خود به ربوبیت پروردگار اذعان کرده و از آنجا به الوهیت حقّ و سپس نبوت انبیای الهی خصوصاً نبی خاتم و سپس ولایت امیرمؤمنان علی(ع) و وصایت سایر اوصیای به حقّ تا امام عصرهمگی یکجا ایمان آورد، ولی با آمدن به عالم دنیا به واسطه اشتغال به دنیا و دلبستگی به آمال و خیالات واهی دنیوی از حقیقت خود دور افتاد و آنها را فراموش کرد.
اکنون با این نگاه به مبحث اصلی یعنی تحلیل رفتاری کودک در آغاز تولد میپردازیم.
ظرافت های کلام معصوم در نحوه ی برخورد با بازیهای کودکانه و حرکات آنان در سنین کودکی معلوم میشه که بازیهای کودکانه در هفت سال اول عمر، نوعی تمرین و تجربه و آزمون برای شناخت خود و اطرافه و اینکه در نصوص دینی با تعابیر گوناگون توصیه به آزاد گذاردن طفل در این دوران شده، نه به معنای رها کردن مطلق اوست، بلکه اشاره به نحوه ی آموزش طفل در این دوران برخلاف دوره های بعدی داره. در این دوران کودک به دلیل ضعف قوای ادراکی و ضعف قوای جسمانی توان آموزش های کلاسی و با حضور معلم و تمرین دریافت های اینگونه آموزش ها را نداره و طبعاً نحوه ی آموزش به سوی آموزش فعّال که سراسر همراه با تجربه و آزمون و خطا است در قالب بازی شکل میگیره.
برای کودک در سنین زیر هفت سال معلم اصلی والدین و به خصوص مادره که با ساختن فضای منزل و سمت و سویی که به آن میده به بازی های کودکانه به طور نامحسوس شکل خاصّ خود را میده و کودک در این فضاست که بازی می کنه و آموزش فعّال میبینه.
بنابراین میان لفظ بازی هنگامی که برای بزرگسالان به کار میره در برابر بازی های کودکان تفاوت اساسی وجود داره. بازی های بزرگسالان نوعی تمرین و ورزش برای سلامتی و نشاط روح و بدنه. اما بازی¬های کودکانه خود آموزش فعّاله که بنابر موقعیّت سنی طفل در قالب بازی پیش روی او نهاده میشه و لذا اصل بازی و نحوه ی آن برای کودک موضوعیت داره.
موضوع چگونگی حضور والدین از طریق فضاسازیه که در بازی های کودکان و محیط منزل به این شناخت ها جهت میده و کودک به دلیل لطافت روحی و صفای دل و عصمتی که طبیعت این دوره سنیه، به حدّی به فطرت الهی خود نزدیک است که با کمترین اشارات بیشترین بهره رو در کشف فطرت خود داره.
تعابیر گوناگون روایات در بازی های کودکانه اشاره به ابعاد گوناگون نحوه ی برخورد با این بازی ها دارد، امام صادق(ع) میفرماید: کودکت را رها کن هفت سال بازی کند.
و در برخی از روایات از این دوران به سیادت طفل یاد شده، چنان که
رسول اکرم فرمود: «ألْوَلَدُ سَیِّدٌ سَبعَ سِنینَ.»
و سیّد به معنای سرور و آقا و کسی که مورد احترام دیگران است و لذا سیادت در هفت سال اوّل یعنی کودک نه تنها در این دوران نباید مورد تندی و خشونت قرار بگیره بلکه باید از احترام ویژه ای برخوردار باشه.
ترکیب سیادت و ریحانه بودن کودک در این دوران که در برخی دیگر از روایات به آن اشاره شده، نشانه ی لطافت روحی و غلبه ی احساسات بر عقل در این دورانه و کمتر میتوان بازی ها و درخواست های کودک را در هفت سال اول با استدلال کنترل کرد و حرف شنوی نسبی والدین و یا منحرف کردن ذهن کودک از اصل موضوع را می طلبه تا رابطه ی عاطفی میان والدین و فرزند خدشه دار نشه.
از مجموعه بررسی های عقلی و نقلی که در مسأله بازی های کودکانه گذشت، نکات زیر معلوم میشه:
۱٫ بازی های کودکانه در هفت سال اول کار اصلی کودکه و نه مقدمه برای هدف دیگر.
۲٫ کودک در قالب بازی، خود و اطرافش می شناسد و استعدادهای خود را شکوفا می کند.
۳٫ بازی های کودکان در این دوران مرحله ای از آموزش فعّال آن هاست. بنابراین هر مقدار طبیعی تر و متناسب تر با نیازهای کودک باشه مؤثرتره. وسایل بازی در این دوران باید ساده، بی خطر، قابل شکل پذیری با خلاقیت کودک و متناسب با جنسیت و سن کودک باشه.
۴٫ تنبیه کودک به واسطه ی خرابکاری و یا حرف نشنوی به طور کلی ممنوعه. و والدین باید ضمن تحمّل او عوامل خطرزا را از دسترس کودک دورکنند.
۵٫ در قالب داستان های قابل فهم و ساده، عواقب بازی های خطرناک و یا نکات دیگری را که میخواهند به او یادآور شوند.
۶٫ اگر میخواهیم فرزندمان منظّم، با ادب، وقت شناس و با شخصیّت باشد، خود عامل به این سجایای اخلاقی باشیم و فراموش نکنیم که تربیت در فضای زندگی بیشترین نقش را در شکل دهی به شخصیت کودکانمان داره.