همانطور که قبلا آداب بعد از تولد را گفتیم حال بهادامه ی موضوع میپردازیم:

و) همان هنگام تولد برایش اسمی بگذارند،
مستحبه قبل از تولد برایش اسم انتخاب کنند. چون در روایته که اگر فرزند سقط شد و هرگز تولدی نداشت،از طرفی چون چهار ماهش تمام شده قطعا روح در او دمیده شده یعنی انسان کاملی هست. روز قیامت محشور خواهد شد ولی بدون نام و نشان است. به پدر و مادرش اعتراض میکند که چرا برای من نام انتخاب نکردید که من الان اینجا اسم داشته باشم؟.و از دست والدینش به درگاه خداوند شکایت خواهد کرد. پس انتخاب نام بسیار مهمه.. مستحبه نام خوبی برایش انتخاب کنند. در روایته اولین نیکی و برّ و خوبی پدر بر فرزند اینه که نام خوب برایش انتخاب کند. از پیامبر نقل شده که فرمودند اسم های خوب انتخاب کنید به این جهت که در قیامت با همان اسم ها آنها را صدا میزنند؛ اگر اسمشان بد باشد شرمنده می شوند. در روایته که بهترین اسم ها، اسم پیامبران و امامان علیهم السلام است. از پیامبر نقل شده هیچ خانه ای نیست که در آن فردی به اسم پیامبر نام گذاری شده باشد مگر اینکه خداوند هر صبح و شام ملکی را می فرستد تا برای آنها دعا کند و از خدا طلب می کنندکه آنها را از عیب ها پاک کند.
امام رضا (ع) فرمودند خانه ای که در آن اسم محمد باشد اهل آن خانه در حال خیر و خوشی صبح و شب را به سر خواهند آورد. امام صادق (ع) فرمودند وقتی که شیطان بشنود کسی را با اسم محمد یا علی صدا می زنند از غصه و ناراحتی مانند سرب که ذوب می کنند آب می شود
امام موسی بن جعفر فرمودند در خانه ای که اسم محمد، احمد، علی، حسن، حسین، جعفر، طالب یا عبد الله از مردان و فاطمه از زنان باشد در این خانه فقر وارد نمی شود؛ حال این فقر ممکن فقر مادی یا معنوی باشد.
از امام صادق (ع) داریم فرمودند که برای ما اهل بیت فرزندی متولد نمی شود مگر اینکه ما اسم او را محمد می گذاریم. وقتی هفت روزش شد خواستیم اسمش را تغییر می دهیم وگر نه همان اسم محمد برایش باقی می ماند. پس همه بچه ها اول اسم محمد برایشان انتخاب می شود بعد روز هفتم اگر خواستند اسمش را تغییر می دهند.
مستحب است که اگر کسی اسمش محمد بود به او توجه بیشتری یشه و به او وسعت داده بشه.
دیگر از مستحباتی که حتی قبل از نام گذاری وارد شده در روایت داریم که از سلامت فرزند و مادرش سوال کنند. در این، ادب مهمی هست. از آداب اسلامی است که نپرسند جنس اش چیست پسر هست یا دختر. چه فرقی می کند. بپرسند بچه سالم هست. مادرش سالم هست. روایت در این زمینه زیاد هست و مستحبه بعد از اینکه از سلامت بچه و مادر مطلع شد شکر خدا را به جا بیاورد.
ز) ختنه کردن کودک پسر در روز هفتم :
ح) عقیقه کردن و صدقه دادن :
دستور که در همان روزهای اوّل برای سلامتی نوزاد صدقه داده شود و در روز هفتم گوسفندی ذبح شده و گوشت آن اطعام شود که اصطلاحاً به این عمل عقیقه گفته میشود.
امام صادق(ع)خطاب به سائل فرمود:
برای او عقیقه کن و در روز هفتم سر او را بتراش و نقره به وزن موهایش صدقه بده و گوشت عقیقه را تکه-تکه کن و بپز و گروهی از مسلمانان را به طعام دعوت کن.
توصیه به عقیقه به حدّی شده که در برخی روایات تعبیر به واجب بودن این عمل شده و در برخی دیگر، امام می¬فرمایند: سلامتی و حیات فرزند در گرو عقیقه است.
امام صادق(ع) در این باره فرمود:سلامتی هر مولود در گرو عقیقه است.
مهمانی دادن به واسطه تولد نوزاد و دعوت از عدّه¬ای مؤمنین و اطعام آنان با گوشت عقیقه میباشد.
آثار و ثمرات تربیتی فراوانی در عقیقه کردن وجود داره ، چه نوزاد پسر باشد و چه دختر تفاوتی نداره و در روایات آمده هر فرزندی در روز قیامت در گرو عقیقه خود است. اگر کودکی قبل از روز هفتم از دنیا برود نیاز به عقیقه ندارد ولی اگر بعد از ظهر روز هفتم از دنیا برود عقیقه برای او لازمه.
در پاسخ به کسانی که می گویند چرا باید حیوانی ذبح شود گفته می شود :کشته شدن حیوان به عنوان عقیقه به عنوان کمال برای آن حیوانه زیرا حیوانات از مرگ خود خبری ندارند.
کسی که فقیر است عقیقه از او ساقط میشود تا زمانی که به تمکن مالی برسد.
ـ فردی که برای او عقیقه نکرده اند می تواند قربانی را در روز عید قربان انجام دهد .
ـ حیوان عقیقه می تواند گوسفند ، گاو و یا بز باشد و بهتر آن است که از لحاظ جنسیت از جنس همان کودک باشد.
ـ یکی از خرافات که در روایات نیز نهی شده است مالیدن خون عقیقه به روی صورت کودک است، این عمل جاهلیت است وجایز نیست.
ـ مستحبه که گوشت عقیقه پخش شود و بهتر آن است که با آن غذایی فراهم شود ودیگران را اطعام کرد ، بهتر است حداقل مهمانان ده نفر باشد.
ـ یکی دیگر از خرافات پیچاندن استخوان های قربانی و خاک کردن آن است ، بهتر آن است که استخوان شکسته نشود و هیچ مستندی برای دفن آن وجود نداره.
ـ در هنگام ذبح عقیقه خواندن دعا لازمه« یا قَومُ اِنی بَریُ مِما تُشرِکونَ و …» این دعا دارای آیات قرآن و نکات تربیتی فراوانی است که می توان آن را در مفاتیح الجنان جستجو کرد.