اصلی ترین اثر کمبود محبّت در کودکی، رشد نکردن متعادل همه ی ابعاد شخصیت کودکه.
افرادی که دچار کمبود محبت شدن، نه تنها در روابط اجتماعی، بلکه در روابط خانوادگی نیز مدیریت صحیحی نمیتونن داشته باشن. و به اختصار به برخی از آثار آن اشاره میکنیم:
۱٫ کم عاطفگی و سردی نسبت به اعضای خانواده و خصوصاً والدین، که این حال در نهایت به سستی کانون خانواده می انجامه.

۲٫ کودکی که طعم محبّت را در دوران شکل گیری شخصیت احساس نکنه در بزرگی به سادگی به کارهای خطرناک و اجرای بی رحمانه ترین اعمال روی میاره، تجربه تاریخی در زندگی بشر و جنگ ها و خونریزی ها نشان میده که ستم کارترین انسان ها و یا ظالم ترین حاکمان در طول تاریخ یا نطفه ی سالمی نداشتن و مجهول النسب بودند و یا در خانواده ای خشن و یا زیرِ دست ناپدری و یا نامادری و یا در پرورشگاه ها و مراکز خشک و بی روح رشد کردن و چون محبّت و رحمتی ندیدند، رحمی نیز نداشتن.
پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمود: .
کسی که به دیگران رحم نکند به او نیز ترحّم نمیشود.
در کسی که با دیگران محبت نمی کند و مورد محبت نیز واقع نشود خیری نیست.

۳٫ در فرهنگ قرآن از خانه تعاریف گوناگونی شده، ولی آن چه وجه مشترک همه ی تعاریفه خانه، یعنی محل آرامش و کانون محبّت ظاهری و باطنی میان اعضا آن و این معنا از آیه ی ۲۱ سوره ی روم به خوبی روشن میشود.
و از نشانه های او اینکه از [نوع] خودتان همسرانی برای شما آفرید تا درکنارآنها آرام گیرید، و میانتان دوستی و رحمت نهاد.
بنابراین خانواده ای طبیعی و فطریست که اوّلاً در میان اعضای آن محبّت و گرمی و صمیمیت وجود داشته باشه، و ثانیاً این محبّت بر محور تعاون و لطف به یکدیگر و اظهار محبّت ظاهری دور بزند.
بر این اساس هر مقدار در فضای خانه جاذبه ی محبّت بیشتر باشه، خانه یکدست تر و اعضای منزل به یکدیگر مجذوب ترند و متقابلاً هر مقدار از جاذبه محبّت بیشتر کاسته بشه، کانون های خارجی محبّت مثل دوستان همسال و محفل های دوستانه و یا کانون های مجازی مثل دوستی های اینترنتی و چت هایی که آکنده از هزاران تزویر و ریاست و اعضای خانه را به سوی خود جذب میکنه، و در نتیجه افراد خانواده هر چند جسماً در کنار یکدیگرند، ولی روح ها انس چندانی با هم ندارن.

۴٫ گستره احساس بدبینی به دیگران به واسطه ی کمبود محبت، گاه فرزند را تا مرز بدرفتاری و برخوردهای ناشایست با والدین میبره که منجر به گناه بزرگ عاق والدین می شود.
پدر و مادری که دائماً به صورت منفی با فرزند خود برخورد میکنن و ارزش های او را نادیده می گیرن و حتی ضد ارزش میبینن و فرزند خود را با دیگران مقایسه میکنن و شخصیت او را مورد حمله قرار میدن نباید انتظار عکس العملی شاد و مثبت از فرزند خود داشته باشن، و البته این گردونه معکوس نیز به برخوردهای تندتر اطرافیان می انجامه و عاقبت آن چیزی جز سرخوردگی و افسردگی کودک در سنین زیر هفت سال و جرأت و جسارت به والدین و اطرافیان در سال¬های بعد نخواهد بود.
امام حسن عسکری(ع) فرمود:
جسارت فرزند در کودکی بر پدرش او را به عاق والدین دربزرگ¬سالی می¬کشاند..
پیامبر اکرم(ص) می¬فرمایند:
ای علی! خدا لعنت کند پدر و مادری را که فرزندشان را به سوی عاق والدین شدن سوق میدهند.

۵٫ کودکانی که در محیط های خشن رشد می کنند درس خشونت و برخورد تند را در دوران حسّاس زیر هفت سال از والدین خود می آموزند و چنانکه در فصل های قبل گذشت، چنین آموزش های عملی در دوران شکل گیری شخصیت کودک تا پایان عمر باقی می ماند و لذا چنین افرادی علاوه بر آن که نمی توانند با سایرین رابطه ی عاطفی خوبی برقرار کنند در زندگی زناشویی آینده خود نیز افراد موفقی نیستند و ممکنه همسر و فرزندان خود را بسیار هم دوست داشته باشن، ولی چون راه ابراز محبّت و دوستی را بلد نیستند معمولاً در روابط عاطفی با دیگران دچار شکست و سرخوردگی میشن.
چهره ی بشّاش و رویی گشاده و لب خندان و سخنان ملایم، پیام دوستی و محبتّی است که به مراتب از هدیه و ابراز محبّت های عملی مؤثّر تره.
پیامبر گرامی اسلام در این باره فرمود: کلام زیبا صدقه است.
و اگر اینگونه نگاه به زندگی و صدقه را در کنار این دستور الهی قرار دهیم که حق دارترین افراد در برخورداری از صدقه، ارحام و نزدیک ترین افراد خانواده انسان هستند