انسان ها از این نظر بسیار با هم متفاوتند. هر چند اکنون با کمک تست های روانشناسی میزان هوش بهر به دست میاد. این هوش بهر از یک مجموعه عوامل هفتگانه ایجاد میشه.

تست هوش چیست؟

راه هایی برای شناخت میزان بهره هوشی و توانایی ذهنیه که به آن تست هوش میگن.

شناخت بعد عقلانی، هوش، حافظه، استعداد های ذهنی و عقلانی

البته ظرفیت عقلانی مساوی با هوش نیست چرا که برخی افراد باهوش هستند اما متفکر نیستن و برخی ها باهوش نیستند اما متفکر هستند. هوش بهر یک بحثه و قدرت حافظه چیز دیگریه. یکی  از هفت فاکتوری که هوش رو رقم میزنه، همین حافظه است و هرکدام از اینها به صورت تک تک زیر مجموعه عقل محسوب میشن. اینها از فاکتورهایی هستند که میزان هوش بهر رو مشخص میکنند.

 شناخت بعد عواطف و احساسات 

انسان برخلاف بقیه موجوداته، حتی فرشتگان که عقل محض هستند ولی دارای احساسات و عواطف نیستند اما انسان ها دارای عواطف می باشند.

شناخت قلب از چند جهت اهمیت داره؛ یکی از آنها تربیت قلبه. عشق و شور و عواطف انسان حتماً باید تربیت بشه و رشد بکنه و اگر تربیت نشه انسان کاملی نیست چرا که ممکنه انسان عاقل باشه و بدن سالمی هم داشته باشه ولی اگر قلب او تربیت نشده باشه میتوان گفت که اصلاً تربیت نشده.

محوریت تربیت دل بر دیگر ابعاد اولویت بیشتری دارد.

در قرآن کریم داریم:” يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ* إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ؛ در آن روزى كه مال و فرزندان سودى نمى‏بخشد* مگر كسى كه با قلب سليم به پيشگاه خدا آيد”.  یعنی در قیامت آنچه که انسان را به مقصد میرساند همان هدف تربیت انسان است و آنچه که انسان را به هدفش میرساند این است که قلبش سالم و رشد کرده باشد.

پس تقویت، تربیت و سالم نگه داشتن قلب از زنگار، مرض، سنگ شدن و مرده بودن نشانه تربیت صحیح قلبه.

نقل شده که پیامبر اکرم(ص) فرمودند:« إِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ تَصْدَأُ كَمَا يَصْدَأُ الْحَدِيدُ قِيلَ فَمَا جِلَاؤُهَا قَالَ ذِكْرُ الموت وَ تِلَاوَةُ الْقُرْآن؛ دلها دچار زنگ زدگی میشوند چنان که آهن زنگ میزند. از ایشان پرسیدند چه امری سبب صیقل دلها میگردد؟ فرمودند: یاد مرگ و تلاوت قرآن»‏.

چنان که ما انحراف قلب داریم:” رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا…؛( راسخان در علم، مى‏گويند:) پروردگارا! دلهايمان را، بعد از آن كه ما را هدايت كردى،( از راه حق) منحرف مگردان…”.  خداوند درباره مرض قلب میفرماید:” فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً…؛ در دلهاى آنها يك نوع بيمارى است، خداوند بر بيمارى آنها مى‏افزايد…”

و درباره سنگ شدن قلب نیز میگوید:”… كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً…؛… سپس دلهاى شما بعد از اين جريان سخت شد، همچون سنگ، يا سخت تر!…”.

از امیرالمؤمنین علی(ع) روایت شده که فرمودند:« اشک ها خشک نمی شود مگر به قساوت قلب و قلب ها قساوت نمیگیرند مگر به کثرت گناهان».

در هر صورت قلب باید شناخته بشه و جایگاه قلب در تربیت انسان بسیار مهمه و اگر شناخته نشه ما در تربیت به اشتباه رفتیم.

حالات قلب : ۱٫  ادبار: برنامه های تربیتی را باید کوتاه تر بکند و به ضروریات بسنده کند.

 ۲٫ اقبال: برنامه های مفصل تری را بچیند.

شناخت قلب بسیار مهم و این یکی از ابعاد شناخت متربیه باید متوجه بشیم که متربی انسانه و انسان قلب داره و از این حیث ممتاز میشه. کسی در تربیت قلب موفقه که دارای قلب صاف و پاک باشه و نورانی وارد بر خدا بشه و اگر قلب زنگار بگیره، مریض باشه، انحراف پیدا کنه و سیاه بشه این قلب تربیت نشده است.